حكيم ابوالقاسم فردوسى

23

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى)

« بهرام پسر شاپور » پادشاهى بهرام پسر شاپور چهارده سال بود « 1 » شاپورشاه را يك پسر خردمند و خردسال به نام بهرام بود . بهرام شاه خردمند و شايسته چندى سوگ پدر را نگاه داشت . چون بر آن جايگاه بزرگى و تخت شاهنشاهى بنشست ، گفت : بدانيد كه هر شاهى كه با دادگرى گنج بيآكند ، آن گنج را از دست نخواهد داد . ايزد پاك از ما خشنود و دل بدانديش پر از دود بادا . همهء دانش از آن يزدان است و ما بندگانى هستيم كه هم كاهنده و هم فزاينده‌ايم . ليك يزدان گيهاندار دادگر و راستكار است و پادشاهى او نه افزوده مىگردد و نه مىكاهد . كسى كه در بخشش توانا و خردمند و بيدار و دانا باشد ، نبايد كه در گنج خود را به سختى ببندد بويژه اگر شاه باشد . بدان كه هر اندازه از گنج سخن ببخشى ، پايانى نيابد . چون بخواهى كه براى تو نيكى بجاى مانَد ، از نيكى و بديها به يزدان بگراى . اگر همهء خوبى و زشتيها را از يزدان بشناسى ، بهشت خرّم را به پاداش خواهى يافت . ليك اگر در گيتى آرزوى دل خود را برگزينى ، در چنگال آن آرزوى دل خود ، بينوا خواهى ماند . من از يزدان پاك اميد آن را دارم كه چون سر به خاك تيره آورم ، گيهاندار مرا پيروز و گيتىافروز بدارد . بدانيد كه اگر در گيتى دادگرى كنيم ، بهتر از آن

--> ( 1 ) - مدت شاهى بهرام چهارم به اجماع روايات مورخين 11 سال بوده است ، يعنى از 388 م . تا 399 م . ر . ك . بلعمى ، تاريخ بلعمى ، ج 2 ، ص 920 ثعالبى ، تاريخ غررالسير ، ص 310 مجمل التواريخ و القصص ، ص 68 ابن بلخى ، فارسنامه ، ص 22 . مشكور ، ايران در عهد باستان ، ص 410 .