حكيم ابوالقاسم فردوسى

501

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى)

دلدادهء گل گشته است ؟ زيرا مىبينم كه ابر همچون شير مىخروشد و در پيش او پيراهنش را مىدرد و در تنش آتش مىدرخشد . سرشك آسمان در نزد خورشيد فرمانروا بر زمين گواه است . براستى چه كسى مىداند كه بلبل چه مىگويد و در زير گل چه مىجويد ؟ پس سپيده دم نگاه كن تا سخن گفتن پهلوى را از بلبل بشنوى كه پيوسته از مرگ اسفنديار مىنالد و هيچ بجز ناله ازو به يادگار ندارد و ابر نيز از براى آن همچون آواى رستم ، در شب تيره ، دل پيل و چنگ شير را هم مىدرد « 1 » . داستان رزم اسفنديار با رستم آغاز داستان داستانى از بلبل شنيدم كه آن را از گفتهء باستان بخوانْد . گفت : چون اسفنديار ، مست و دژم از خانهء شهريار باز گشت ، كتايون - دختر قيصر - كه مادرش بود ، را در آن شب تيره در بر گرفته بود « 2 » . چون در آن شب تيره از خواب بيدار شد ، يك جام مِى خواست و لب بگشود و به مادرش گفت : شهريار پيوسته با من بدكنش است . او به من گفته بود كه چون كين لهراسپ‌شاه را با مردانگى از ارجاسپ شاه بخواهى و خواهرانت را نيز از بند رها سازى و بدينجا آورى و ناممان را در گيتى بلند كنى و

--> ( 1 ) - در نسخهء ژول مُل ، ص 1271 ، بيت 2406 بدين سان آمده : ز آواز رستم شب تيره ابر * به درد دل پيل و چنگ هزبر ليك در نسخهء مسكو ، ج 6 ، ص 217 مصرع دوم بدين گونه ضبط شده است : « به درد دل و گوش غران هژبر » ^ CENTER كه صحيح‌تر به نظر مىرسد . ( 2 ) - نگارندهء اين سطور در ابتدا با خواندن اين بيت ترديد كرد كه آيا مراد از اين عبارت اين است كه بر اساس رواج سنت ازدواج با محارم كه در ميان خاندان شاهى رواج داشته و يك نمونه از آن هم پيشتر در رابطه با ازدواج اسفنديار با خواهرش هماى ديده شد ، در اينجا نيز اسفنديار با مادرش ازدواج كرده بود ؟ ليك آنچه كه مسلم است ، اين نكته مىباشد كه تا كنون چندان مورد مستندى از تعدد شوهر براى زن در ايران باستان ديده نشده است . پس نمىتوان به نتيجه‌گيرى مشخصى دست يافت .