حكيم ابوالقاسم فردوسى

443

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى)

اين كه سرانجام به نزد گشتاسپ رسيد تا او را از آن درد لهراسپ آگاه بسازد . پس به دو گفت : چرا اين همه در اينجا درنگ كرده‌اى و از بلخ نامى به اينجا رانده‌اى ؟ بدان كه سپاهى از توران به بلخ آمد كه روزگار مردم بلخ را تلخ ساخت . اكنون همهء بلخ پر از تاراج و كشتن است . پس بايد از اينجا بازگردى . گشتاسپ كه چنين شنيد ، به دو گفت : اين اندوه براى چيست ؟ تنها از براى يك تاختن ، اين همه درد و اندوه از براى چيست ؟ بدان كه چون من با سپاهيانم از جاى برآيم ، همهء كشور چين نيز ياراى پايدارى نخواهند داشت . ليك زن به دو گفت : سخن بيهوده مگوى ، زيرا كه كار بزرگى پيش آمده است . لهراسپ شاهنشاه را در پيش شهر بلخ بكشتند و روز ما تاريك و تلخ شد . آنگاه از آنجا به آتشكدهء نوش‌آذر رفتند و همهء رَدان « 1 » و هيربدان را سر بزدند و از خون ايشان آن آتش فروزنده خاموش گشت . پس چنين دشمنى را نمىتوان خوار شمرد . پس از آن ، دخترانت را هم برده ساختند و با خود ببردند . پس كارى اين چنين دشوار را بر خود آسان مگير . تنها اندوه آنچه كه بر سر هماى آوردند ، بس بود تا دل هر خردمندى از جاى برود . ليك بدان كه به‌آفريد « 2 » - دختر ديگر شاه - را نيز كه باد هم هرگز او را نديده بود ، از تخت زرّين برداشتند و هيچ تاج و دستبندى بر او نگذاشتند .

--> ( 1 ) - رَدان به پيشوايان و روحانيون زرتشتى گفته مىشده كه به شغل قضاوت اشتغال داشته‌اند . به فيلسوف و خردمند هم گفته مىشود . لغت‌نامه دهخدا ، ماده رد . ( 2 ) - به آفريد ، خواهر هماى ، دختر گشتاسپ بوده است . صاحب برهان قاطع نام او را به صورت به آفريد و نيز به آفرين ضبط كرده است . ماده به آفرين . نيز اين نام به صورتهاى پاذَفْرِه و باذافره هم ضبط شده است . ر . ك . طبرى ، تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 479 بلعمى ، تاريخ بلعمى ، ج 2 ، ص 663 ماركوارت ، و هرود و ارنگ ، ص 176 . نام به آفريد در اوستا به صورت اِريذگنا آمده است . پورداود ، يشتها ، ج 1 ، ص 391 .