حكيم ابوالقاسم فردوسى

404

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى)

آن كِى نامدار و جنگجوى دلير و سر شهرياران - اسپ خويش را تازيان به پيش افكنَد و هر كسى را كه به پيش او آيد ، بر خاك افكند . چندان سواران ترك را از اسپ به زير آورد كه هرگز كسى شمار آنها را نداند . ليك سرانجام كشته شود . پس از او شيداسپ - فرزند شاه - اسپ سياه خود را از براى كين اردشير تيز گرداند و دژم گردد و تيغ را بركشد و در آن تاختن او مردم بسيارى كشته شوند . ليك سرانجام ، بخت ، او را نيز خاكسار كند و سر تاج دارش برهنه گردد . در همان هنگام فرزند من كه بند مرا بر ميان بسته ، به كين شيداسپ - فرزند شاه - همچون رستم به ميان سپاه بيآيد و چه بسيار نامداران و پهلوانان چين كه به دست آن شير پهلوان بر زمين افكنده شوند . او در آن رزم رنج بسيار ببيند و اكنون به آن شاه خسروان مىگويم كه چگونه باشد . در آن جنگ ، ايرانيان درفش فروزندهء كاويان را بر زمين اندازند . چون گرامى « 1 » ، آن درفش همايون را بر خاك و خون افتاده ببيند ، از پشت اسپش به زير آيد و دليرانه آن درفش را برآورد و با يك دست ، شمشير و با دست ديگر ، آن درفش بنفش را بگيرد . و بدين گونه بسيارى از دشمنان را بر خاك افكند و جان آن اهريمنان را بگيرد . ليك ناگهان آن دشمن پر ستيز ، با شمشير تيز دست او را از تن جدا كند . پس گرامى آن درفش بنفش را با دندان بگيرد و نگاه دارد . ولى سرانجام تيرى بر ميان او رسد و ديگر آن پهلوان از ميان برود . پس نستور « 2 » آزاده - پسر زرير - بسان نرّه شيرى اسپ خود را به پيش افكند و دشمنان بسيارى را ناپديد گرداند . براستى كه كسى كارى شگفت‌تر از كار او نديده

--> ( 1 ) ثعالبى نام گرامى را به صورت صحيح « گرامى كرد » آورده است . تاريخ غررالسير ، ص 169 همچنان كه در يادگار زريران ضبط شده است . همان بند 106 در متون پهلوى ، ص 61 . ( 2 ) - نام نستور در اصل در پهلوى بستور Bestr مىباشد . در اوستا نيز به صورت بَستَ وَئيرى Bastawairi آمده است كه به معناى جوشن بسته مىباشد . در فروردين يشت ، فقره 103 به فروهر او درود فرستاده شده است . در رساله شهرهاى ايران نيز نام او بستور آمده و بناى شهر بست در سيستان به دو منسوب است . رساله شهرهاى ايران ، بند 36 و 14 در متون پهلوى ، ص 67 65 . ثعالبى هم نام او را به صورت صحيح بستور آورده است . تاريخ غررالسير ص 168 پورداود ، يشتها ، ج 1 ، ص 287 و ج 2 ص 87 65 . Justi , Iranisches Namenbuch , p .