حكيم ابوالقاسم فردوسى
402
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى)
شاه ايران آمد . پس شاه ايران به لشگرگاه آمد و آن سپاهيان را بديد و كسانى را كه شايستهء رزم بودند ، برگزيد . دل آن شاه فرخنده از آن همه سپاهى خيره گشت و شادمان شد . روز ديگر گشتاسپ با موبدان و خردمندان و بزرگان و اسپهبدان در آن گنجى را كه جمشيد پُر كرده بود ، بگشود و به آن سپاهيان براى دو سال درم بداد . آنگاه چون روزىِ سپاهيان را ببخشيد و به ايشان جوشن بداد ، ناى و كوس بزد و بنه برنهاد . پس بفرمود تا درفش همايون آن شاه فرخنده را به پيش سپاه ببرند . و بدين سان چنان سپاهى به سوى رزم ارجاسپ كشانيد كه هرگز كسى به مانند آن نديده بود « 1 » . از تاريكى گَرد اسپان و سپاهيان ، نه كسى روز روشن را ديد و نه ماه را . از بسيارىِ بانگ اسپان و خروشها ، گوش نالهء كوس را نيز نمىشنيد . درفشهاى بسيارى را بسان درختانى كه بر كوهسار روييده باشند ، برافراشتند و سرنيزهها را به مانند بيشهء نِيستان به هنگام بهار ، از ابر نيز گذراندند . و بدين سان به فرمان گشتاسپشاه ، سپاهيان ، كشور به كشور برفتند . گفتن جاماسپ ، انجام رزم با گشتاسپ چون از بلخ بامى به جيحون رسيدند ، سپهدار و سپاه فرود آمدند . شهريار ايران از ميان سپاه بيرون شد و از اسپ فرود آمد و بر تخت بنشست . آنگاه آن جاماسپ گرانمايه را - كه رهنمون گشتاسپ بود - به نزد خود فراخواند . جاماسپ سرِ موبدان و شاه خردمندان و چراغ بزرگان و اسپهبدان بود . او چنان پاك تن و پاكيزه جان بود كه نهان براى او آشكار بود . ستارهشناسى گرانمايه بود و در فرهنگ و دانش پايگاه
--> ( 1 ) - در يادگار زريران آمده است كه گشتاسپ فرمان داد تا بجز موبدان ، همهء مردان از 10 تا 80 ساله تا يك ماه بعد براى جنگ به درگاه او بيآيند و در غير اين صورت به دار آويخته خواهند شد . همان ، بند 25 - 24 در متون پهلوى ، ص 51 .