حكيم ابوالقاسم فردوسى
396
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى)
شدند « 1 » . چون از توران زمين به بلخ آمدند ، در درگاه گشتاسپ پياده گشتند و تا پيش او پياده برفتند و روى خود را بر آن آستانه نهادند . آنگاه چون روى او را بسان خورشيدى تابنده بر آن تخت شاهى ديدند ، در پيش آن شاه فرخندگان ، او را همچون بندگان نيايش بكردند و آن نامهء خسروى را كه به پيغوى نوشته شده بود ، به دو دادند . چون شاه گيتى آن نامه را باز كرد ، برآشفت و بر خود بپيچيد . پس شاه گرانمايه ، جاماسپ « 2 » را - كه رهنمون گشتاسپ بود - با برگزيدگان و اسپهبدان و بزرگان كارآزموده و همهء موبدان به پيش خود خواند . همهء آن موبدان ، اوستا و زند را بيآوردند . آنگاه آن پيامبر و موبدش را با زرير برگزيدهء سپهبد فراخواند . زرير سپهبد ، برادرش و سالار پهلوانان سپاهش بود . در آن روزگار كه هنوز اسفنديار سوار ، كودك بود ، زرير گيهان پهلوان بود . پناه گيتى و پشت سپاه و بسان شاه ، سپهدار سپاهيان بود . گيتى را از بَدان پاك مىداشت و به هنگام رزم نيزه در دست بود . پس شاه ايران به زرير و آن جاماسپ فرخنده و پير و دلير گفت : بدانيد كه ارجاسپ - سالار تركان چين - نامهاى اين چنين به سوى من فرستاده است . آنگاه گشتاسپ آن سخنان زشتى را كه شاه تركان براى او نوشته بود ، به ايشان نشان داد و گفت : اكنون در اين كار چه مىگوييد و فرجام اين كار را چگونه مىبينيد ؟ چه ناخوش بود دوستى با كسى * كه بهره ندارد ز دانش بسى من از نژاد ايرج پاك زاد هستم و او از نژاد تور جادو نژاد است « 3 » . پس چگونه
--> ( 1 ) در يادگار زريران چنين آمده است كه بيدرفش و نامخواست به همراه 20 هزار سپاهى برگزيده براى بردن پيام مزبور به سوى ايران روانه شدند . همان ، بند 6 در متون پهلوى ، ص 49 . ثعالبى نيز روايت مىكند كه هزاران تن از سران ترك به همراه ايشان بودهاند . تاريخ غررالسير ، ص 166 . ( 2 ) - جاماسپَ Jmspa از خاندان هوگوَ ، برادر فرَشوشتَر داماد زرتشت - شوهر پوروچيستا حكيمى توانگر و ستارهشناس بود . وى سمت وزارت گشتاسپ را داشت . در آبان يشت ، فقره 98 از ثروت خانوادهاش سخن به ميان آمده است . در يسنا 46 ، فقره 17 ، يسنا 49 فقره 9 و يسنا 51 ، فقره 18 ، گشتاسپ يشت ، فقره 3 و آبان يشت ، فقره 68 از او ياد شده است . پورداود ، يشتها ، ج 1 ، ص 228 - 227 109 . Justi , Iranisches Namenbuch , p . ( 3 ) - در اينجا ظاهراً مطلب قدرى مبهم مىباشد چرا كه تور و ايرج ، هر دو پسران فريدون بودهاند و تفاوتى در نژاد اين دو نبوده است . خود حكيم فردوسى نيز بر آن است كه سلم و تور و ايرج از 2 دختر جمشيد به نامهاى شهرناز و ارنواز زاده شدند . پس از سوى مادر نيز نژادشان بيگانه و متفاوت نبوده است . ليك ميرخواند از قول ابن المقفع گويد كه مادر سلم و تور ، دختر ضحاك بوده كه به ازدواج فريدون در آمده و خوى بد ايشان نيز ناشى از همين نژاد بوده است . ليك مادر ايرج ، به نام ايران دخت ، دختر يكى از بزرگان پارسى بود . ميرخواند ، روضة الصفا ، ج 1 ، ص 535 .