حكيم ابوالقاسم فردوسى

395

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى)

گردانم . آنگاه آن كاخ نگاريدهء تو را بسوزانم و شاخ و بيخ تو را از بُن بركَنم . سراسر زمينتان را بسوزانم و با ناوك خود برايتان نساجامه « 1 » بدوزم . همهء پير مردان ايرانى را كه بند كردنشان پسنديده نباشد و ارزشى نيز نداشته باشند ، سر از تنشان جدا كنم و همهء زنان و كودكانشان را بيآورم و در شهر خودم بندهء مردمان سازم . همهء سرزمينتان را ويران كنم و همهء درختانش را از بيخ بركَنم . اينك من همهء آنچه را كه گفتنى بود ، بگفتم . پس تو در اين پند نامه به ژرفى بنگر « 2 » . پيمبران فرستادن ارجاسپ ، گشتاسپ را چون دستور شاه از نوشتن نامه در پيش همهء آن مهتران سپاه پرداخته گشت ، آن را پيچيد و مُهر بكرد و به آن دو پير جادو بداد و به ايشان بفرمود كه : خردمند باشيد و با هم به ايوان گشتاسپ رويد و چون او را بر تخت شاهى ببينيد ، در پيش او خم شويد و به آيين شاهان ، او را نماز ببريد و هيچ به تاج و تخت كيانى او منگريد . آنگاه چون هر دو در پيش او بنشينيد ، روى خود را به سوى تاج تابندهء او بكنيد و آن پيغام فرّخ را به او بگوييد و پاسخش را بشنويد . پس چون همهء پاسخ او را شنيديد ، زمين را ببوسيد و بيرون شويد . پس بيدرفش كينه‌ور با يار خيره‌سرش - نامخواست - به سوى بلخ بامى « 3 » روان

--> ( 1 ) - نساجامه به پارسى به معناى كفن است . ( 2 ) - يادگار زريران ، بند 12 - 1 در متون پهلوى ، ص 50 - 49 . برخى بر آن هستند كه ارجاسپ در نامه‌اش از گشتاسپ خواست تا ضمن دست برداشتن از كيش زرتشت ، خود زرتشت را نيز به نزد او بفرستد . ر . ك . طبرى ، تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 478 نويرى ، نهاية الإرب ، ج 10 ، ص 162 . ثعالبى در خبرى متفاوت روايت مىكند كه اين نخست گشتاسپ بود كه نامه‌اى به ارجاسپ نوشت و از او دعوت كرد تا به كيش زرتشت بگرود . آنگاه نامهء تند ارجاسپ در پاسخ به آن دعوت گشتاسپ بود كه به دو رسيد . ( 3 ) بلخ « بامى » به معناى بلخ زيبا و نيك است . اين واژه در اغلب نقاط در نسخهء ژول مُل به صورت « نامى » آورده شده است كه صحيح نمىباشد . در نسخهء مسكو همه جا بلخ « بامى » آورده شده است .