حكيم ابوالقاسم فردوسى
385
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى)
پشمينه بپوشيد و دستبند از خود جدا كرد و موس سر را فروهشت و به سوى داور دادگر روى كرد « 1 » . و بدين سان سى سال را در پيش يزدان به پرستش پرداخت . براستى كه بايد خداوند را اين چنين پرستيد . و همچنان كه آيين جمشيد بود ، خورشيد را نيايش بكرد « 2 » . از سوى ديگر ، چون گشتاسپ - كه فرّ و بخت پدر را داشت - بر تخت او بنشست و آن تاجى را كه پدرش به دو داده بود - و براستى كه تاج زيبندهء آزادگان است - بر سر نهاد ، گفت : من شاهى يزدان پرستم و آن ايزد پاك بود كه اين تاج را به من داد . او از آن رو اين تاج را به من داد كه گرگ را از ميان رمهء ميش بيرون كنم . پس ما نيز به سوى ياران چنگ نيازيم و گيتى را بر آزادگان تنگ نداريم . چون آيين شاهان را بجاى آوريم ، بَدان را به كيش خداوند خواهيم آورد . و بدين سان گشتاسپ چنان دادگرى كرد كه از داد او ميش در كنار گرگ از جوى آب مىخورد . آنگاه از آن دختر نامور قيصر كه نامش ناهيد بود ، ليك شاه گرانمايه او را كتايون مىخواند ، دو فرزند همچون ماهى تابنده براى او بيآمد . نام يكى اسفنديار « 3 » فرّخ - آن شاه كارزار و سوار نبرده - و ديگرى پشوتن « 4 » آن پهلوان شمشيرزن و شاه -
--> ( 1 ) - ابن اثير ، الكامل ، ج 3 قبل از اسلام ، ص 105 . ( 2 ) - اين نكته جاى تأمل دارد كه آيا براستى كيش جمشيد ، پرستش خورشيد بوده است و نيايش خورشيد در ايران آن زمان چه جايگاهى داشته است ؟ ( 3 ) - نام اسفنديار در پهلوى سْپَنْديات Spandyt و در اوستا سْپِنْتوداتَ Spent - dta مىباشد كه مركب از دو جزء سپنته به معنى مقدس دات از مصدر d به معنى آفريدن و دادن و روى هم به معنى مقدس آفريده يا آفريدهء ( خرد ) پاك است . در فروردين يشت ، فقرهء 103 از او ياد شده است : « فروهر پاك دين اسفنديار دلير را مىستاييم » . در ويشتاسپ يشت ، فقره 25 نيز ذكر اسفنديار برفته است . ر . ك . پورداود ، يشتها ، ج 2 ، ص 87 - 86 برهان قاطع ، ماده اسپنديار ، حواشى معين . ( 4 ) نام پشوتن در اوستا به صورت پِشوتَن ُ - Pe tanu ذكر شده است به معناى محكوم تن . اين نام به صورتهاى پشيوتن و فشوتن نيز ضبط شده است . نام او در ويشتاسپ يشت ، فقره 4 ديده مىشود . در آنجا زرتشت براى گشتاسپ دعا كرده ، مىگويد : « بكند كه تو از ناخوشى و مرگ ، ايمن بشوى ، چنان كه پشوتن شد » . در سنت پارسيان چنين آمده است كه زرتشت به او شير و درون ( نان مقدس ) بداد و او را فنا ناپذير و جاودانى نمود . بر طبق سنت پارسيان ، پشوتن همچون كى خسرو و توس و سام نريمان و گيو از جمله بىمرگانى است كه در هنگام ظهور سوشيانس ، پديدار خواهد شد . وى اكنون در گنگ دژ ( كه سياوش بانى آن بود ) مىباشد و در پايان دهمين هزاره به همراه 150 مرد پرهيزگار ، در حالى كه همگى جامههايى از پوست سمور سياه در بر دارند ، از گنگ دژ بيرون خواهند آمد . در بهمن يشت ، فصل 3 ، فقرات 29 - 25 در اين باره چنين آمده است : « در انجام دهمين هزاره ، اهورامزدا دو پيك خود ، سروش و نريوسنگ را به كنگ ديز كه سياوخش ساخت ، خواهد فرستاد . آنان خروش برآورده ، گويند اى پشوتن نامدار ، اى پسر كيگشتاسپ ، اى افتخار كيانيان ، تو اى پاك و استوار سازندهء دين ، از اين كشور ايران برخيز . آنگاه پشوتن با صد و پنجاه تن از ياورانش كه از پوست سمور سياه لباس پوشيدهاند ، برخيزند . در دينكرد ، كتاب 9 ، فصل 15 ، فقره 11 نيز چنين آمده است : « پشوتن پسر ويشتاسپ با صد و پنجاه تن از ياورانش كه پوست سمور سياه در بر دارند از كنگ ديز صدكندك ( خندق ) و ده هزار درفش ( دارنده ) بدر آيند » . در بندهش ، ص 142 در باره پشوتن چنين آمده : « پشيوتن گشتاسپان از سوى كنگ دژ آيد ، با يك صد و پنجاه مرد پرهيزگار ، و آن بتكده را كه رازگاه ايشان بود ، بِكَنَد و آتش بهرام را به جاى آن بنشانَد . دين را همه درست فرمايد و برپا دارد » . ظهور او در روز ششم فروردين ( نوروز بزرگ ) دانسته شده است . ر . ك . زند بهمن يسن ، ص 18 - 14 پورداود ، يشتها ، ج 1 ، ص 221 - 220 و ج 2 ، ص 274 261 بندهش ، ص 142 رساله ماه فروردين روز خرداد ، بند 29 در متون پهلوى ، ص 143 . در بندهش پشوتن ، « چِهرومَيان » نيز خوانده شده است . ص 127 . وى در عين اين كه پسر گشتاسپ بوده ، سمت رايزنى او را نيز بر عهده داشته است . مجمل التواريخ و القصص ، ص 92 .