حكيم ابوالقاسم فردوسى
337
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى)
چون از كى خسرو بيرون شديم ، به سوى كار لهراسپ بازآمديم . پس اكنون تاج و تخت لهراسپ شاه را مىآرايم و او را بر تخت مىنشانم . به پيروزئ شهريار بلند * كزويست امّيد و بيم و گزند به نيكى رساند دل دوستان * گزند آيد از وى به ناراستان جهان را چنين است آيين و سان * بگردد همى زان برين زين بر آن دل زنگ خورده ز تلخى سخن * ببرّد ازو زنگ باده كهن چو پيرى برآيد ز ناگه به مَرد * جوانش كند بادهء سالخورد به باده درون گوهر آيد پديد * دل بسته را باده باشد كليد چو بىدل خورد مرد گردد دلير * چو روبه خورد گردد او شرزه شير چو غمگين خورد شادمانه شود * به رخسار چون ناردانه شود هر آن كس كه گيرد مر او را به چنگ * نخواهد جز از رامش و ناى و چنگ اكنون كه از من داستانى از باستان و از گفتار و كردار آن راستان مىخواهى ، پس سخنهاى مرد دهگان پير را بشنو و همه را ياد گير . پادشاهى لهراسپ سد و بيست سال بود « آتشگاه ساختن لهراسپ به بلخ » « 1 » چون لهراسپ بر تخت دادگرى بنشست و تاج شاهنشاهى بر سر نهاد ، به ستايش پروردگار گيهان آفرين پرداخت و نيايش او را افزون بكرد و به همگان گفت : همگى به داور دادگر و پاك ، هم اميد بسيار داشته باشيد و هم از او با ترس و بيم
--> ( 1 ) - اجماع روايات مورخان و نيز سنت پارسيان بر همين است كه مدت حكومت لهراسپ 120 سال بوده است .