حكيم ابوالقاسم فردوسى
335
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى)
لهراسپ آگه شدن لهراسپ از ناپديد شدن كى خسرو چون لهراسپ « 1 » از كار شاه و سپاهيانى كه با او بودند ، آگاه شد ، با تاج زر بر تخت بنشست . پس پهلوانان زرّين كمر به پيش او رفتند و بزرگان و بلند پايگان ايشان بنشستند . لهراسپ كه ايشان را بديد ، برپاى خاست و با خوبى با ايشان سخن راند و به آواى بلند گفت : اى سران سپاه ، همگى شما آن پند و اندرز شاه را شنيدهايد . پس هر كه از شمايان از شاهىِ من شاد نيست ، همانا كه پند خسرو را از ياد برده است . ليك من هر آنچه كه خسرو به من فرموده بود ، همان كنم و از او فرمان ببرم و به نيكى بكوشم . شما نيز دست از اندرز او باز مداريد و هيچ رازى را از من مپوشانيد و بدانيد كه هر كسى كه به اندرز شاهان گوش نسپارد ، براستى كه در پيش يزدان ، گناهكار خواهد بود . پس هر بد و نيكى كه به ياد داريد ، بايد كه به پيش من بازگوييد « 2 » . [ زال ] پسر سام كه چنين شنيد ، به دو گفت : خسرو تو را شاه ناميد . پس من نيز از آنچه كه او گفت ، سر نپيچم و آن پند و اندرزش را پذيرفتهام . تو شاهى و ما همگى در برابر تو كهترانيم و از خواست و فرمان تو نگذريم . من و رستم زابلى و ديگران نيز
--> ( 1 ) - لُهراسپ Luhrsp ، اين نام به صورتهاى لهراسب ، لهراسف و لراسپ نيز ضبط شده است . نام لهراسپ در اوستا به شكل Aurwadaspa مىباشد . 183 . Justi , Iranisches Namenbuch , p . لقبش را « بلخى » و « آزاد مرد » ذكر كردهاند . خوارزمى ، مفاتيح العلوم ، ص 100 ميرخواند ، روضة الصفا ، ج 1 ، ص 599 مجمل التواريخ و القصص ، ص 418 . براى آگاهى از نسب لهراسپ ر . ك . ، ص - 324 . ( 2 ) - ثعالبى ، تاريخ غررالسير ، ص 155 .