حكيم ابوالقاسم فردوسى
314
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى)
دادار دارنده ناسپاس بود و همه نيز از او در هراس بودند ، بكشتى . از آن پس ديگر گفتيم كه هنگام آرامش و پوشش و بخشش و ميگسارى فرا رسيده است . ليك ديديم كه كار بر ايرانيان دشوارتر شد و دلشان پر آزارتر گشت . اكنون از راه ايزدى سر بپيچيدى و به راه بدى و كژّى آمدى . ولى بدان كه از اين بد ، تنت سودمند نباشد و پروردگار گيهان آفرين نيز بر تو نپسندد . پس اى شاه ، اگر سامان تو اين چنين باشد ، ديگر كسى از تو فرمان نخواهد برد و خودت نيز سرانجام از اين سخن پشيمان خواهى شد . پس بيانديش و فرمان ديوان را مكن . ليك اگر بدين گونه راه ديو را بجويى ، فرّهء ايزدى از تو جدا خواهد شد و ديگر پر از درد و با تنى پر گناه خواهى ماند و كسى تو را شاه نخواهد خواند . پس به يزدان گراى و به دو پناه ببر زيرا كه او بر نيك و بد راهنماست . بدان كه اگر اين پند مرا نشنوى و به اهريمن بدكنش بگروى ، آوازهء شاهى و تاج و تخت و درود و بخت برايت نخواهد ماند . باشد كه خرد ، جانت را راهنماى گردد و مغزت به پاكى برجاى بماند . بارى ، چون سخنهاى زال به پايان رسيد ، همهء آن پهلوانان نيز زبان بگشودند كه : نبايد راستى را نهان كرد . ما هم با آنچه كه اين پير بگفت ، همداستانيم . پاسخ دادن كى خسرو و پوزش كردن زال چون كى خسرو آن گفتار زال را بشنيد ، چندى درنگ كرد و آشفته گشت . آنگاه پر از انديشه گفت : اى زال كارآزموده ، اى كه ساليان بيشمارى را با مردانگى پشت سر گذاردهاى ، اگر تو را در پيش اين انجمن ، به سردى پاسخ گويم ، گيهاندار اين بد را از من نپسندد . ديگر آن كه رستم نيز از اين كار ، دردمند شود و از درد او به ايران نيز گزند آيد . و ديگر هم آن كه اگر رنجهاى رستم را بشمرم از گنجهاى نامور او فزونتر گردد . او تن خويش را در پيش من سپر كرد و براى دشمن ، خواب و خوراك نگذاشت . پس من پاسخ تو را به خوبى مىدهم و با گفتار خود دلت را نمىشكنم . آنگاه كى خسرو به