حكيم ابوالقاسم فردوسى
244
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى)
مىكنى كه گردش روزگار ، تو را در كارزار پيروز گرداند ، پس بدان كه گردش آسمان از انديشهء تو خواهد گذشت و كسى ديگر از رنج تو برخوردار خواهد شد . اگر هم با خود مىگويى كه : ترك و چين را بگيرم و آسمان را بر زمين بزنم و شمشير بر ايشان نهم و تو را نيز گرفتار سازم پس مپندار كه اين نيز سرنوشت است و آن كسى كه نافرسودنى است ، فرسوده خواهد گشت . بدان كه من نبيرهء زادشم - آن سر خسروان - هستم و از نژاد فريدون و جم مىباشم . مرا هم دانش و فرّهء ايزدى است و هم بسان سروش ، آيين و پر دارم و آنگاه كه ديگر روزگار بر من به تنگ آيد ، ديگر دلم پند هيچ آموزگارى را نمىشنود . پس به فرمان يزدان ، شب به هنگام خواب از درياى كيماك « 1 » بگذرم و سپاه و كشورم را به تو بسپارم . تو در گنگ دژ آرام گيرى و هيچكس مرا نبيند . ليك چون هنگام كين خواستن من فرا رسد ، ديگر آن زمان ، سپاه آراستن مرا ببين ، آن هنگام من بيآيم و كينهء خويش را از تو بخواهم و در هر جا كيش خود را آشكار گردانم . ولى اگر كينه را از سر خويش بيرون سازى ، من نيز در گنجهاى تاج و كمر و دينار و زر و گوهرى را بر تو خواهم گشود كه هرگز فريدون نيز به ايرج نداده بود . تو آنها را بردار و ديگر از كينه ياد مكن . پس چون چنين كنى ، ديگر اگر چين و ماچين را هم بگيرى ، روا باشد و همان بايد كرد كه دلت آهنگ آن دارد . خراسان و مكران نيز به پيش تو و شادكامى من به كم و بيش تو است . برايت هر اندازه سپاه كه بخواهى ، مىفرستم و سپاهيانت را توانگر مىسازم و تو را تخت زرّين و افسر مىدهم . در هر كارزارى پشتيبانت خواهم بود و در پيش انجمن ، تو را شهريار خواهم خواند ، پس هر آنچه مىخواهى ، بگو . ليك اگر باز هم از پند من سر بپيچى و به كين خواهى نياى خود بيايى ، پس آمادهء جنگ باش و بدان كه من نيز بسان پلنگ آمادهء رزم هستم .
--> ( 1 ) - درياى كيماك همان رود اتل ( ولگا ) است كه چون از خاك كيماك مىگذرد ، به آن رود كيماك گويند . شهيدى مازندرانى ، راهنماى نقشه جغرافيايى شاهنامه فردوسى ، ماده درياى كيماك . صاحب مجمل التواريخ و القصص اين نام را به صورت كيمال ضبط كرده است . ص 49 . براى كيماك ر . ك . حدود العالم ، ص 271 - 269 و تعليقات مينورسكى .