حكيم ابوالقاسم فردوسى
200
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى)
آگاهى شدن افراسياب از كشته شدن پيران و سپاه آراستن كى خسرو از سوى ديگر افراسياب - سپهدار توران - با خويشان سرافراز و مردمكش خود با آرامش در شهر گلزرّيون در آن سوى چاچ ، بر تخت پيلسته نشسته بود . هزاران هزار سپاهى با ساز و برگ نيز در پيش او بودند . از براى بودن اين سپاهيان ، همهء رستنيها و ميوه و برگهاى درختان سرزمين كروشان خورده شد چنان كه همهء مردم آنجا ديگر آرزوى مرگ بكردند . سپهدار تركان با بسيارى از خويشانش در بيكند « 1 » بود . همهء نامداران ماچين و چين در سرزمين كشانى نشسته بودند . همه جا پر از خرگاه و سراپرده بود و از بسيارىِ تاژها هيچ جايى بر روى زمين نمانده بود . افراسياب شاه خردمند نيز در كندز به خورد و خواب مىپرداخت . از آن رو افراسياب آنجا را نشستنگاه خويش كرده بود كه كندز « 2 » را فريدون بنيان نهاده و آتشكدهاى نيز در كندز بساخته و
--> ( 1 ) - نام بَيْكَنْد Baykand ، پَيْكَنْد Paykand به اعتقاد ماركوارت از شكل قديمىتر Pai - kand - به معناى شهر شاهان گرفته شده است . و هرود و ارنگ ، ص 171 . بيكند شهرى بين بخارا و جيحون و در فاصلهء دو فرسنگى خارج باروى بزرگ و پنج فرسنگى بخارا بر سر راهى كه نزديك فربر به جيحون مىرسد ، قرار دارد . نام قديم آن كندز ( كهن دژ ) بوده است . ر . ك . نرشخى ، تاريخ بخارا ، ص 25 استخرى ، مسالك و ممالك ، ص 244 ابن خردادبه ، مسالك و ممالك ، ص 22 جيهانى ، أشكال العالم ، ص 185 لسترنج ، جغرافياى تاريخى سرزمينهاى خلافت شرقى ، ص 492 حموى ، معجم البلدان ، ج 1 ، ص 533 مقدسى ، أحسن التقاسيم فى معرفة الأقاليم ، ج 2 ، ص 408 برهان قاطع ، ماده بيكند و كندز . در اينجا بايد به اين نكته توجه داشت كه همچنان كه چند سطر پيش ديده شد ، حكيم فردوسى افراسياب و خويشانش را در گلزرّيون در آن سوى چاچ يعنى در آن سوى سيحون متصور شده است . ليك در اينجا بىهيچ مقدمهاى او را در بيكند نزديكى بخارا و جيحون مىداند . در هر حال بايد چنين در نظر آورد كه افراسياب و سپاهيانش در حدود چاچ و سيحون بودهاند ، ليك بدليل كمى آذوقه از آنجا به بيكند آمدهاند . ( 2 ) - ر . ك . زيرنويس پيشين .