حكيم ابوالقاسم فردوسى
194
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى)
باشد . در هر كارى پيروز و چيره سخن است و دل انجمن ازو شادمان است . پس تا آسمان چرخوار بگردد و اختران در آن بگذرند ، شاهنشاه در ارجمندى و ناز بماند و چشم بد ازو دور بادا . اكنون پس از اين گفتار ، آن نامهء باستان را از گفتهء راستان بپيوندم . چون گردش روزگار را پيش آورم ، ديگر مرا پند آموزگار نبايد اينك چون پيكار كى خسرو پديدار گشته ، ديگر بايد از من جادويىها شنيد . با اين داستان ، مرواريد مىبارم و درون سنگ ، لاله مىكارم . اكنون نيز چون جان سخن را يافتم ، ديبايى بدين گونه ببافتم . آيا آزمون را نهاده دو چشم * گهى شادمانى گهى پر ز خشم شگفت اندرين گنبد تيز رو * بماند همى دل پر از رنج نو يكى را همه بهره نوشست و قند * تن آسانى و ناز و بخت بلند يكى را همه ساله با درد و رنج * شده تنگ دل در سراى سپنج يكى را همه رفتن اندر فريب * گهى بر فراز و گهى در نشيب چنين پروراند همى روزگار * فزون آيد از رنگ گل رنج خار هر آنگه كه سال اندر آيد به شست * ببايد كشيدن ز بيشيش دست ز هفتاد برنگذرد بس كسى * ز دوران چرخ آزمودم بسى وگر بگذرد اين همه بتريست * بر آن زندگان ببايد گريست اگر دام ماهى بدى دام شست * خردمند ازو يافتى راه جست نيابيم بر چرخ گردنده راه * نه بر كار دادار خورشيد و ماه جهاندار گر چند كوشد به رنج * بيازد به كين و بنازد به گنج همش رفتن آيد به ديگر سراى * بماند همه كوشش او به جاى تو از كار كى خسرو اندازه گير * كهن گشته كار جهان تازه گير كه كين پدر باز جست از نيا * به شمشير و با چاره و كيميا نيا را بكشت و خود ايدر نماند * جهان نيز منشور او را نخواند