حكيم ابوالقاسم فردوسى

160

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى)

رزم فريبرز با كلباد نخست از ميان دليران سپاه ايران ، فريبرز - پسر كاووس شاه - بيرون شد و به نزديك كلباد - پسر ويسه - شتافت . آنگاه كمان را به زه كرد و پيرامون او بگشت ، ليك چون تيرش بر او كارگر نشد ناگهان از دست راست ، تيغ جوهردارش را برآورد و چنان بر گردن كلباد بزد كه تنش تا به كمرگاه به دو نيم شد . پس فريبرز از اسپ فرود آمد و كمند كيانى خويش را از فتراك بگشود و بند پولادين زره كلباد را باز كرد و او را بدانسان بر زين اسپ خود ببست . سپس با پيروز نامى به بالاى آن بلندى برفت و خروشى برآورد و گفت : سالار ما پيروز باد و همهء دشمنان شاهمان ، جگر خسته بادا . رزم گيو با گروى زره آنگاه گروى زره - آن پهلوان دلاور - با گيو - پسر گودرز - به جنگ بيرون شد . پس بسيار با نيزه با يكديگر درآويختند و خاك را با خون بيآميختند . از بيم آن كارزار ، پيكانهاى نيزه از دست سواران فرو ريخت . پس دست به كمان و تير خدنگ بردند و چون نهنگ به يكديگر تاختند . گيو مىخواست تا آن دلاور ترك را زنده از اسپ به زير آورَد و بسان پيشكشى نو ، او را از ميان تركان ، زنده به پيش خسرو ببرد . چون گيو به نزديك گروى آمد ، از ترس ، كمان از دست گروى بيافتاد . پس دست به تيغ برد . ليك گيو دلاور با گرز گاوپيكر در دست ، همچون پلنگ شرزه‌اى ، خروشان به پيش او شتافت و گرزى بر كلاهخودش بزد كه خون از سرش بر رخسارش روان شد . آنگاه او را از روى زين در برگرفت و چنان سخت بفشرد كه توان از گروى برفت و از اسپ بيفتاد و بيهوش شد . پس گيو بسان پلنگى از اسپ فرود آمد و دو دست گروى را به سختى سنگ از پشت ببست . آنگاه خود بر زين بنشست و او را تا پيش سپاهيانش