حكيم ابوالقاسم فردوسى
82
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى)
--> معرب آن ازدهاق مىباشد كه از دو جزء تشكيل شده است : جزء اول آن يعنى اژى Azi به معناى مار و اژدها است . جزء دوم واژه دهاك Dahka به عنوان صفت براى او به كار مىرود . پورداود ، يشتها ، ج 1 ، ص 188 . به نظر مىرسد اين لقب در زمانى كه آنچه تحت عنوان مار مىگفتند ، از دوش او رسته بود ، به او داده شده باشد و مراد از اژدها و مار همان باشد و كنايه از ماردوش بودن او بوده باشد . اما واژهء دهاك را برخى به تنهايى براى وى به كار بردهاند و آن را برگرفته از دو جزء ده آك دانستهاند . ده همان عدد 10 است و آك به معناى عيب و آفت است و روى هم به معناى دارندهء ده عيب است . و اما در باره آن عيوب و زشتىها گويند عبارت بود از : زشت پيكرى ، كوتاهى ، بىدادگرى ، بىشرمى ، بسيارخورى ، بدزبانى ، دروغگوئى ، شتابكارى ، بددلى ، بىخردى . بعدها اعراب اين لقب را معرب كرده ، ضحاك ناميدند كه به معناى بسيار خنده رو است . ر . ك . مستوفى ، تاريخ گزيده ، ص 82 - 81 خوارزمى ، مفاتيح العلوم ، ص 99 مجمل التواريخ و القصص ، ص 417 و 26 اصفهانى ، تاريخ پيامبران و شاهان ، ص 32 ابن نديم ، الفهرست ، ص 435 ميرخواند ، روضة الصفا ، ج 1 ، ص 528 ثعالبى ، تاريخ غررالسير ، ص 48 نويرى ، نهاية الإرب ، ج 10 ، ص 149 - 148 ابن بلخى ، فارسنامه ، ص 11 بيرونى ، آثار الباقيه ، ص 137 مسعودى ، مروج الذهب ، ج 1 ، ص 218 . جوزجانى در يك روايت متفاوت گويد : او را ازدهاك گويند ، يعنى بلا ازو ظاهر شد . » طبقات ناصرى ، ج 1 ، ص 136 . در برخى روايات او را اعجوبهء افسونكار ماردوشى با سه پوزه و شش چشم گفتهاند . ر . ك . رام يشت ، كرده 5 ، بند 19 در پورداود ، يشتها ، ج 2 ، ص 149 مقدسى ، آفرينش و تاريخ ، ج 3 ، ص 122 . شعبى او را با هفت سر ذكر كرده است . طبرى ، تاريخ طبرى ، ج 1 ، ص 137 . برخى ميان بيوراسپ و ضحاك تفاوت قائل شدهاند ، به اين معنى كه گفتهاند بيورسپ پادشاهى قاهر و بتپرست بود كه پيش از طوفان حضرت نوح ( ع ) مىزيست و او بود كه بر جمشيد شوريد . خداوند نوح را به سوى او و قومش فرستاد تا ايشان را هدايت كند ، ليكن جز معدودى از ايشان ايمان نياوردند . پس طوفان نازل شد و بيورسپ و تمام قومش غرق شدند . مدتها پس از طوفان ، از نسل حام بن نوح ، شاهى جادوگر به نام ضحاك آمد . ر . ك . بلعمى ، تاريخ بلعمى ، ج 1 ، ص 143 و 133 مجمل التواريخ و القصص ، ص 184 جوزجانى ، طبقات ناصرى ، ج 1 ، ص 136 . ليكن اين روايت صحيح نمىباشد ، چه سلسله پيشداديان تماماً مربوط به پس از طوفان نوح ( ع ) مىباشند . از عيسى بن داب نيز روايت شده كه حضرت هود ( ع ) و حضرت صالح ( ع ) معاصر جمشيد بودهاند . ر . ك . اصفهانى ، تاريخ پيامبران و شاهان ، ص 130 مجمل التواريخ و القصص ، ص 89 . و اين پيامبران همگى مربوط به پس از طوفان بودهاند . در نتيجه بيورسپ يا ضحاك نيز مربوط به پس از طوفان بوده است . اگر چه اين امكان را هم بايد در نظر داشت كه شاهى با لقب بيورسپ در پيش از طوفان مىزيسته است ، ليكن بيورسپ مورد نظر يا همان ضحاك معاصر جمشيد نبوده است . اما در باب نسب ضحاك به رغم تفاوت روايات ، بخصوص در ضبط گوناگون اسامى ، مىتوان دو دسته روايت عام را بر شمرد : دسته اول منابع بر آنند كه ضحاك از عمالقه يمن بوده است و نسب او اين چنين بوده است : ضحاك پسر علوان پسر عمليق پسر عاد و پسر عموى شدّاد معروف بوده است . يمنيان او را از خود مىدانند و به وجود او بر خود مىبالند . ابو نواس در چكامهاى مىگويد :