حكيم ابوالقاسم فردوسى

74

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى)

داشتند از ميان مردم جدا كرد و جايگاه ايشان را كوه نهاد تا در آنجا به پرستش بپردازند . ردهء ديگرى كه گرد آمده شد جنگاوران و سپاهيان بودند كه تخت شاهى از ايشان ، برپاست . اين رده را نام ، نيساريان « 1 » بود . گروه ديگر كه نسودى « 2 » نام داشت ، كشاورزان بودند كه خود ، خوراك خويش مىكارند و خود ، مىدروند . و گروه چهارم را كه آهنوخوشى « 3 » خوانند ، همان دست‌ورزان و پيشه‌وران بودند ،

--> ( 1 ) - اين كلمه نيساريان نيز همچون مورد پيشين در زبانهاى ايرانى سابقه ندارد و بىشك محرّف كلمه ديگر است از ريشه ارتيشتار Artitr پهلوى و رتشتر Raraetara اوستايى به معناى رزمى و سپاهى . همين كلمه است كه در فارسى به صورت ارتيشدار و ارتشتار در آمده است . ر . ك . برهان قاطع ، ماده نيسارى حواشى معين صفا ، حماسه‌سرايى ، ص 242 . در روايت پارسى بيتى ذكر شده كه كاملاً تأييدگر اين مطلب است : گروهى نشسته چپ شهريار * نهاده ورا نام ارتيشتار كريستين ، نخستين انسان و نخستين شهريار ، ج 2 ، ص 373 . ( 2 ) اين كلمه در شاهنامه بايسنقرى به صورت نسورى ضبط شده است . ص 32 . معين بر آن است كه نسودى ، مصحف پسودى يا بسودى است و آن از ريشه فشو Fu اوستايى به معناى پرورانيدن چهارپايان است . پسو Pasu به معناى جانور اهلى و خانگى است . ر . ك . برهان قاطع ، ماده نسودى ، حواشى معين . با پذيرفتن اين نظر معين ، بايد اين طبقه را گله‌داران بدانيم . حال آنكه در گفتار حكيم فردوسى بر كشاورزى ايشان تأكيد شده است . به نظر مىرسد كه اين طبقه همان وَستريوشان Vastriyu بوده باشند كه پيشه اصلى ايشان كشاورزى بود ، گرچه در كنار كشاورزى مىتوانسته‌اند دامدارى نيز بكنند . مؤيد اين گفتار ، اين بيت روايت پارسى تواند بود : سديگر گروه و استريوش نام * جدا كردشان از خلايق تمام كريستن سن ، نخستين انسان و نخستين شهريار ، ج 2 ، ص 373 . ( 3 ) - اين كلمه در شاهنامه وولرس به صورت آهتوخوشى ذكر شده است . ج 1 ، ص 24 . اين كلمه محرف هوتخش Htox پهلوى است به معناى خوب ورزنده ، نيكو كوشنده و مراد از آن طبقه صنعتگر است . ر . ك . برهان قاطع ، ماده اهنوخوشى ، حواشى معين صفا ، حماسه‌سرايى ، ص 424 . اين بيت از روايت پارسى كاملاً تأييدگر اين مطلب است : از آن پس نشاند آن صف چارمين * هتخشان و را نام كرده گزين كريستن سن ، نخستين انسان و نخستين شهريار ، ج 2 ، ص 373 .