حكيم ابوالقاسم فردوسى

73

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى)

كنم . پس جمشيد نخست به ساختن افزار جنگ بپرداخت و به فرّكيانى ، آهن را نرم ساخت و بِدان ، خود و زره و جوشن و گبر « 1 » و برگستوان « 2 » ساخته گشت و اينها همه در پنجاه سال بشد . آنگاه در پنجاه سال ِ ديگر ، انديشهء جامه كرد كه به هنگام بزم و رزم بپوشند . پس ، از كتان و ابريشم و پشم و كژ « 3 » و ديبا و كرك « 4 » جامه فراهم آورد و مردمان را رشتن و بافتن تار و پود پارچه بيآموخت . و چون پارچه بافته گشت ، شستن و دوختن را به مردم آموخت . « 5 » در پنجاه سال ديگر ، از هر پيشه‌ور ، انجمنهايى گرد آورد . پس گروهى را كه از پيشوايان دينى بودند و آموزيان « 6 » نام

--> ( 1 ) - گبر به پارسى به معناى خفتان يا جامه جنگى است . ( 2 ) برگستوان ، پوشش جنگى سوار و اسب باشد . فرهنگ جامع شاهنامه ، ماده برگستوان . ( 3 ) - كَژ ، ابريشم فرومايه و كم قيمت باشد . برهان قاطع ، ماده كژ . ( 4 ) كرك ، پارسى خز است . لغت‌نامه دهخدا ، ماده خز . ( 5 ) - از كارهاى ديگرى كه در كنار آنچه توسط حكيم فردوسى ذكر شده ، به جمشيد منسوب است ، مىتوان به موارد زير اشاره كرد : 1 - علم نجوم در عصر او قوّت گرفت . ابن نديم ، الفهرست ، ص 435 - 434 جوزجانى ، طبقات ناصرى ، ج 1 ، ص 135 مقدسى ، آفرينش و تاريخ ، ج 3 ، ص 121 . 2 - پيلان را مسخر كرد . جوزجانى ، همان ، همان صفحه . 3 - قفل و كليد براى درها بياورد . همان . 4 - گردونه براى بار كشيدن بيرون آورد . همان . 5 - اولين كسى كه نقاشى و صورتگرى فرمود ، او بود . ابن بلخى ، فارسنامه ، ص 32 . 6 - فرمان داد تا شيرهء نيشكر را بيرون آورند و از آن شكر سازند . جكسن ، سفرنامه ، ص 119 . 7 - تخت طاقديس كه در زمان خسرو پرويز يكى از عجايب كاخ او بود ، ابتدا در زمان جمشيد ساخته شد . مجمل التواريخ و القصص ، ص 79 . 8 - پديد آوردن استر از خر و اسب در زمان او بود . خيام ، نوروزنامه ، ص 14 . ( در مورد پيش از او نيز رواياتى وجود دارد ) . ابن نديم مىنويسد ، اولين كسى كه خط بنوشت ، او بود و اين كار را از ديوان آموخت . الفهرست ، ص 21 - 20 . حال آنكه اين امر در زمان تهمورس بوده است . 9 - جمشيد كسى بود كه شراب انگور بياورد . در ادبيات پارسى نيز همواره داستانهاى بسيار در مورد جمشيد و مِى وجود داشته است . ر . ك . معين ، مزديسنا و تأثير آن در ادبيات پارسى ، ص 536 - 532 و 275 - 274 و 272 - 267 خواندمير ، مآثر الملوك ، ص 24 ميرخواند ، روضة الصفا ، ج 1 ، ص 518 . گويند وى چهار مُهر بساخت : مهرى براى جنگ و پاسدارى و بر آن كلمه « شكيبايى » را نوشت ، مهرى براى باج و خراج گرفتن و گردآورى خواسته و بر آن كلمه « آبادانى » نقش زد ، مهرى براى پيك كه بر آن كلمه « شتاب » ( يا پيام ) را نوشت و مهرى براى دادخواهى كه بر آن كلمه « داد » را نوشت . مسكويه ، تجارب الامم ، ج 1 ، ص 57 - 56 نويرى ، نهاية الإرب ، ج 10 ، ص 148 . ( 6 ) - در شاهنامه نسخه وولرس اين كلمه به صورت كاتوزيان ذكر شده است . ر . ك . همان ، ج 1 ، ص 24 . اين نام ظاهراً شكلى دگرگونه شده از آتورپان ، اثورنان و آذربان است . رك . برهان قاطع ، ماده كاتوزى حواشى معين صفا ، حماسه‌سرايى ، ص 424 . در روايت پارسى منقول در كريستن سن ، نخستين انسان و نخستين شهريار ، ج 2 ، ص 373 بيتى بر اساس اين بيت شاهنامه ذكرشده كه مىتواند گوياى اين مسئله باشد : صفى بر سوى راست بنشاد شاد * اثورنان همى نام او را نهاد