حكيم ابوالقاسم فردوسى

61

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى)

مردمان را گفت : اين جانوران را جفت جفت نگاهداريد و با ايشان كِشت كنيد و خوراك خويشتن را ، خود پروريد . آنگاه از جانورانى دونده ، آنهايى را كه موهايى زيبا و گرم و نرم داشتند همچون سنجاب و آس « 1 » و روباه و سمور بكشت و پوست ايشان را بِكَنْد و بدين گونه از چرم آنها ، براى مردم بالاپوش فراهم آورد . « 2 » و هوشنگ بدين سان پادشاهى كرد و ببخشيد و بگسترد « 3 » و چون روزگارش بسر

--> ( 1 ) - آس ، پارسى قاقم ، قاقوم است . لغت‌نامه دهخدا ، ماده قاقم . پستاندار جونده كوچكى است ، بزرگتر از موش ، به رنگ سفيد و دم كوتاه كه نوك دم آن سياه است . پوستش بغايت سفيد كه از آن پوستين تهيه مىكنند . فرهنگ جامع شاهنامه ، ماده قاقم . ( 2 ) - ثعالبى ، تاريخ غررالسير ، ص 40 بلعمى ، تاريخ بلعمى ، ج 1 ، ص 129 جوزجانى ، طبقات ناصرى ، ص 134 خواندمير ، مآثر الملوك ، ص 22 . ( 3 ) - اما از كارهاى ديگرى كه مورخان به هوشنگ نسبت داده‌اند مىتوان به موارد زير اشاره كرد : برخى معتقدند كه اين هوشنگ بود كه گوشتخوارى را به مردم آموخت . ر . ك . طبرى ، تاريخ طبرى ، ج 1 ، ص 112 - 111 اصفهانى ، تاريخ پيامبران و شاهان ، ص 30 ثعالبى ، تاريخ غررالسير ، ص 40 ابن بلخى ، فارسنامه ، ص 27 . چنان كه در پى خواهد آمد ، اين كار به جمشيد نيز نسبت داده شده است . نيز گفته شده كه هوشنگ ، استخراج گوهر و سيم و زر را از معادن آغاز كرد . ر . ك . مستوفى ، تاريخ گزيده ، ص 76 خواندمير ، مآثر الملوك ، ص 22 نويرى ، نهاية الإرب ، ج 10 ، ص 147 . مقدسى مىنويسد كه هوشنگ نخستين كسى بود كه مردم را از سودهاى طعام و شراب آگاه كرد . آفرينش و تاريخ ، ج 3 ، ص 120 . روايت شده كه وى نخستين كسى بود كه بفرمود تا از تنهء درختان براى خانه‌ها در بسازند . بلعمى ، تاريخ بلعمى ، ج 1 ، ص 128 جوزجانى ، طبقات ناصرى ، ج 1 ، ص 133 . و گفته شده كه وى نخستين كسى بود كه پيشه‌هاى آهنگرى و درودگرى و رنگرزى و بافندگى را بياورد . خيام ، نوروزنامه ، ص 13 جوزجانى ، همان ، ج 1 ، ص 134 . خيام مىنويسد كه وى انگبين از زنبور و ابريشم از پيله بيرون آورد . همان ، همان صفحه . باز روايت شده كه هوشنگ عبادتگاههاى بسيارى ساخت و مردم را به سوى خداپرستى خواند . طبرى ، همان ، ج 1 ، ص 112 - 111 ابن بلخى ، همان ، ص 28 بلعمى ، همان ، ج 1 ، ص 128 جوزجانى ، همان ، ج 1 ، ص 134 . پارسيان برآنند كه هوشنگ و برادرش ويكرت همچون گيومرت پيغمبر بوده‌اند و خداى متعال ايشان را به اهل آن زمانه فرستاده بود . هوشنگ از يكتا پرستان بوده است . ر . ك . اصفهانى ، همان ، ص 30 بلعمى ، همان ، ج 1 ، ص 28 مجمل التواريخ و القصص ، ص 24 ابن بلخى ، همان ، ص 27 جوزجانى ، همان ، ج 1 ، ص 134 دساتير ، ص 88 - 87 . گويند ادريس پيغمبر ( ع ) معاصر او بوده است . مجمل التواريخ و القصص ، ص 89 مستوفى ، همان ، ص 76 . نيز برخى ناآگاهان او را خود ادريس دانسته‌اند . ر . ك . مقدسى ، آفرينش و تاريخ ، ج 3 ، ص 120 و يا برخى ديگر او را مهلاييل ( نبيره آدم ( ع ) ) دانسته‌اند ر . ك . بلعمى ، تاريخ بلعمى ، ج 1 ، ص 128 مجمل التواريخ و القصص ، ص 24 ابن خلدون ، العبر ، ج 1 ، ص 175 . اما از شهرهايى كه بناى آنها به هوشنگ منسوب است بايد بابل ، قلعه شوش در خوزستان ، سوس الاقصى ، دامغان و اصفهان را نام برد . نيز وى بر عمارت استخر پارس و رى افزود . ر . ك . مستوفى ، نزهت القلوب ، ص 161 و 53 مجمل التواريخ و القصص ، ص 39 اعتماد السلطنه ، مرآة البلدان ، ج 1 ، ص 118 و ج 3 ، ص 2115 ابن بلخى ، همان ص 28 مستوفى ، تاريخ گزيده ، ص 76 بلعمى ، همان ، ج 1 ، ص 128 طبرى ، همان ، ج 1 ، ص 112 - 111 نويرى ، همان ، ج 10 ، ص 147 خواندمير ، مآثر الملوك ، ص 22 . نيز ابن خردادبه مىنويسد : « در شهر عين شمس در مصر ، دو ستون از بقاياى ستونهاى قديم موجود است كه بر سر هر يك از آن دو ستون ، طوقى از مس مىباشد كه قطرات آب از زير يكى از آن دو طوق تا كمر ستون مىرسد و از آن حد پايين تر نمىرود . و اين قطرات آب شبانه‌روز جارى است . و آن قسمتى كه آب به آن مىرسد مرطوب و خزه بسته و سبز رنگ مىباشد و آب آن هرگز به زمين نمىرسد . و آن ستونها از بناهاى هوشهنگ است . » ابن خردادبه ، مسالك و ممالك ، ص 138 - 137 . گويند اولين پادشاهى كه در پنديات سخن گفت اوست . در علم حكمت عملى نسخه‌اى تأليف كرد و آن را جاودان خرد ناميد . چند فصل از اين كتاب را حسن بن سهل وزير مأمون ، انتخاب و به عربى ترجمه كرد . بخشهايى از سخنان هوشنگ باقى است . ر . ك . خواندمير ، مآثر الملوك ، ص 23 - 22 مستوفى ، تاريخ گزيده ، ص 79 - 76 . نيز براى آگاهيهاى بيشتر پيرامون هوشنگ ر . ك . كريستن سن ، نخستين انسان و نخستين شهريار ، ج 1 ، ص 201 - 179 صفا ، حماسه سرايى ، ص 418 - 411 .