حكيم ابوالقاسم فردوسى

60

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى)

گردد . « 1 » پس چون شب فرا رسيد ، هوشنگ با مردم ، آتشى به بزرگى كوهى برافروخت و جشنى به پا كرد و به باده نوشى پرداخت و نام آن جشن فرخنده را سده نهاد . « 2 » و بدين سان اين جشن سده از هوشنگ به يادگار ماند . آنگاه هوشنگ به آباد كردن گيتى پرداخت و از همين روست كه نام او در گيتى به نيكى بماند . از ميان جانوران ، گاو و خر و گوسپند را جدا كرد و آنان را براى كشاورزى به كار گرفت و

--> ( 1 ) - فردوسى در اينجا اين بيت را آورده است : بگفتا فروغيست اين ايزدى * پرستيد بايد اگر بخردى بيشترينه آنان كه ايرانيان باستان را به آتش پرستى متهم كرده‌اند به اين بيت تمسّك جسته‌اند . حال آنكه بايد گفت اين برداشتى از سرِ ناآگاهى است . واژه پرستيدن در كنار معناى عبادت ، نيايش و عبوديت به معناى خدمت كردن و پاسدارى نيز بسيار به كار مىرود و در اينجا نيز مراد معانى دومى است نه نخستين . و هوشنگ با اين دستور ، در واقع فرمان به حراست از آتش داده تا خاموش نگردد و مردم از فوايد آن بهره‌مند گردند . و اين معنى بطور نمايان در واژه پرستار جلوه‌گر است كه وظيفه او خدمت و مواظبت از بيمار است نه پرستش و عبادت او . و آخرين برهان بر اين كه منظور فردوسى از آوردن اين واژه رساندن معناى خدمت و پاسدارى بوده نه عبادت ، اين بيتين مىباشند : نيارا همى بود آيين و كيش * پرستيدن ايزدى بود پيش بدان گه بدى آتش خوبرنگ * چو مر تازيان است محراب سنگ ( 2 ) - سده : در باب جشن سده و وجه تسميه آن روايات مختلفى ذكر شده است . نام سده برگرفته از سد ( صد ) هاء ( پسوند نسبت ) است كه به معناى منسوب به شماره صد است و از آنجا كه در پارسى حرف ص وجود ندارد ، اين لغت در اصل سد بوده و سده منسوب به آن است . اين جشن در روز دهم بهمن ماه برگزار مىشود و در آن آتش بسيارى مىافروزند . اما در كنار روايتى كه حكيم فردوسى در باب وجه تسميه جشن سده ذكر كرده و آن را به علت كشف آتش توسط هوشنگ دانسته است روايات ديگرى نيز وجود دارند . از جمله بيرونى ذكر كرده كه : آن زمان كه ضحاك دستور داده بود تا هر روز مغز دو تن از مردان كشور را خوراك ماران او سازند ، وزير يا آشپزش ، ارمائيل ، يكى از ايشان را رها مىكرد و او را پنهان به كوه دماوند مىفرستاد . چون فريدون بر ضحاك چيره شد ، ارمائيل را نيز بگرفت . ليك ارمائيل گفت اين از تدبير من بود كه هر روز يكى از آن دو مرد را رها مىساختم . اينك تمامى آن رهاشدگان در كوه هستند . فريدون خواست كه حقيقت آن كار را بداند پس چون شب بود كسانى را بفرستاد تا درستى حرف او را بدانند و چون آن افراد خواستند تا به فريدون ، وجود ايشان را در كوه بنمايانند ، به آن مردان دستور دادند تا در كوهى كه بر آن بودند آتشى بيفروزند تا فريدون با مشاهدهء آن به حقيقت كار واقف شود . پس ايشان آتشى به بزرگى كوهى برافروختند و فريدون درستى آن كار را بدانست . ر . ك . بيرونى ، التفيهم ، ص 258 - 257 . نيز وى در روايت ديگرى در باب وجه تسميه سده آورده است : « سبب نامش چنانست كه از او تا نوروز پنجاه روز است و پنجاه شب . » همان ، همان صفحه . نيز گفته‌اند در اين روز فرزندان حضرت آدم ( ع ) صد تن شدند . ر . ك . همان ، همان صفحه برهان قاطع ، ماده سده و جشن سده و حواشى معين پورداود ، يشتها ، ج 1 ، ص 515 - 514 .