حكيم ابوالقاسم فردوسى
49
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى)
چون آفتاب به بخش « 1 » بره آمد « 2 » و گيتى ، سراسر جوان شد ، گيومرت بر گيتى شاه گشت . پس جايگاه ، در كوه بساخت « 3 » و مردم خويش را خوراك و پوشاك نو آورد و خود با گروه خود ، پلنگينه بپوشيد . « 4 » و از اين زمان ، سى سال به خوبى به شاهى پرداخت و فرّه « 5 » با او يار بود . و جانوران نيز - از دد و دام - او را فرمانبر گشتند . گيومرت را پسرى زيبا روى و هنرمند و به مانند پدر ، نامجوى بود ، به نام سيامك « 6 »
--> ( 1 ) - بخش به پارسى به معناى برج ( بروج دوازدهگانه فلكى ) است . ( 2 ) برج بره همان برج حمل يا برج اول از بروج دوازدهگانه و آغاز اعتدال ربيعى است كه جشن نوروز در آن برپا مىشود . و چنان كه ملاحظه مىشود قبل از اين كه نوروز توسط جمشيد به عنوان جشنى مهم گرامى داشته شود ، نخستين روز تاج گذارى در ايران باستان بوده است . خيام مىنويسد كه آغاز تاريخ گذارى مربوط به همين زمان بوده است : « چون كيومرث اول ملوك عجم به پادشاهى بنشست ، خواست كه ايام سال و ماه را نام نهد و تاريخ سازد تا مردمان ، آن را بدانند . بنگريست كه آن روز بامداد آفتاب به اول دقيقه حمل آمد . موبدان عجم را گرد كرد و بفرمود كه تاريخ ازينجا آغاز كنند . موبدان جمع آمدند و تاريخ نهادند » . خيام ، نوروزنامه ، ص 7 . ( 3 ) - ر . ك . بلعمى ، تاريخ بلعمى ، ج 1 ، ص 127 مستوفى ، تاريخ گزيده ، ص 75 . نيز گفته شده وى در ابتدا در كوه دماوند ساكن بود . ر . ك . طبرى ، تاريخ طبرى ، ج 1 ، ص 112 - 111 بلعمى ، همان ، ج 1 ، ص 114 ابن بلخى ، فارسنامه ، ص 26 . ليكن پس از مدتى شهر استخر را در پارس بنا كرد و آن را پايتخت خود ساخت . مسعودى ، مروج الذهب ، ج 1 ، ص 217 مسعودى ، التنبيه والاشراف ، ص 82 نويرى ، نهاية الارب ، ج 10 ، ص 147 ابن بلخى ، همان ، همان صفحه . ( 4 ) - گويند رسم پشم رشتن و موى رستن و جامه بافتن ، گيومرت آورد . ر . ك . بلعمى ، تاريخ بلعمى ، ج 1 ، ص 28 ج 1 ، ص 128 خواندمير ، مآثر الملوك ، ص 21 . ليكن درستتر همان است كه حكيم فردوسى ذكر كرده است و گيومرت رسم پوشيدن پوست ددگان چون شير و پلنگ را براى مردم بيآورده است . نيز ر . ك . جوزجانى ، طبقات ناصرى ، ج 1 ، ص 133 . ( 5 ) - فَرِّه Farreh همان خُرِّه xorrih پهلوى و خورننگه xvarnanh اوستايى است . و آن فروغى ايزدى است كه به دل هر كه بتابد ، از همگنان برترى مىيابد . از پرتو اين فروغ است كه كسى به پادشاهى رسد و برازندهء تاج و تخت گردد و دادگر شود و همواره كامياب و پيروزمند باشد . و از پرتو اين فرّه است كه مردى پارسا به رهبرى مردمان برانگيخته گردد و به مقام پيغمبرى رسد . ر . ك . پورداود ، يشتها ، ج 2 ، ص 315 - 314 و ج 1 ، ص 512 پورداود ، يادداشتهاى گاتها ، ص 360 صفا ، حماسهسرايى ، ص 495 - 494 . ( 6 ) - سيامك Siymak وى بر طبق سنت پارسيان فرزند مشى و مشيانه - فرزندان گيومرت - است . در اين روايات كه بسيار خرافه و ابهام و اشتباه بدان ها راه يافته ، آمده است كه چون كيومرث درگذشت ، نطفه او به زمين رفت و پس از 40 سال ريواسى از زمين سر برآورد كه در اصل مشى و مشيانه ( مهرى و مهريانه ، مارى و ماريانه ، مشى و ميشان ) بودند . سپس ايشان از گياه پيكرى به مردم پيكرى گشتند . در روايات مغشوشى كه در اين باب وجود دارد ، برخى معتقدند كه اين مشى و مشيانه به منزله آدم و حوا بودهاند . پيدايى آتش و نيز سنت گوشتخوارى بديشان منسوب است . از ايشان شش جفت فرزند به دنيا آمد كه با يكديگر ازدواج كردند و نسل از ايشان ادامه يافت . يكى از آن شش جفت فرزند ، سيامك بود . براى آگاهيهاى بيشتر پيرامون اين موضوع ر . ك . دادگى ، بندهش ، ص 149 و 146 و 83 - 81 و 66 گزيدههاى زادسپرم ، ص 15 رساله اندرز پوريوتكيشان ، بند 2 منقول در متون پهلوى ، ص 86 رساله ماه فروردين روز خرداد ، بند 6 منقول در متون پهلوى ، ص 141 طبرى ، تاريخ طبرى ، ج 1 ، ص 99 و 94 بلعمى ، تاريخ بلعمى ، ج 1 ، ص 125 - 124 و 113 و 13 - 12 مسعودى ، مروج الذهب ، ج 1 ، ص 217 بيرونى ، آثار الباقيه ، ص 132 - 131 مجمل التواريخ و القصص ، ص 22 - 21 جوزجانى ، طبقات ناصرى ، ج 1 ، ص 133 مقدسى ، آفرينش و تاريخ ، ج 3 ، ص 120 خوارزمى ، مفاتيح العلوم ، ص 40 - 39 شهرستانى ، ملل و نحل ، ص 249 صفا ، حماسهسرايى ، ص 405 تاريخ سيستان ، ص 3 حواشى ملك الشعراء بهار اصفهانى ، تاريخ پيامبران و شاهان ، ص 20 - 19 مستوفى ، تاريخ گزيده ، ص 75 .