حكيم ابوالقاسم فردوسى

33

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى)

نشيب نباشد و همه ، فراز بُوَد . گفتار در آفرينش گيهان در آغاز بايد بدانى كه گوهران « 1 » از چه پديد آمدند . بدان كه يزدان ، چيز را از ناچيز بيآفريد و از آن توانايى را پديد آورد . آنگاه بىزمان و بىرنج ، مايهء چهار گوهر آتش و باد و آب و خاك را از آن پديدار كرد . نخست آتش دميده گشت . پس ، از گرمى آتش ، خشكى پديد آمد . آنگاه از آرامش ، سردى رخ نمود و از سردى ، ترى پديدار شد . « 2 » و بدين سان ، اين چهار گوهر از براى آفرينش اين سراى سپنجى بجاى آمد . آنگاه اين گوهرها در هم آميخته گشتند . پس نخست اين آسمان كه هر دم ، شگفتيها مىنمايد پديد آمد و بر دوازده ، هفت سرور گشت « 3 » و هر يك در جاى سزاوار خويش جاى گرفتند كه بخت و سرنوشت هر كس از آنها باشد و دانايان به اندازهء دانش خويش از آن بهره‌ها برند . پس آسمانها يكى در ديگرى ساخته شد « 4 » و به جنبش آمد . آنگاه دريا و كوه و دشت بر زمين آفريده شد . كوه از ميان آبها بيرون آمد و آبها را در پايين روان ساخت و سر روييدنيها ، رو به بالا آورد . ليك زمين را هيچ روشنايى نبود ، كه چون كانونى تيره و سياه بود . پس ستاره بر فراز آن بيآفريد و به خاك ، روشنايى بخشيد . آنگاه آتش را به آسمان برد و از آن آفتاب بيآفريد ، كه به دور زمين گردنده باشد . پس گياه با چند گونه درخت ، رو به بالا روييد چه ، گياه را تنها نيرو آن بُوَد كه سر به بالا آورَد و او را چون پويندگان ، نيروى پويش به هر سو نَبْوَد . از آن پس ، جنبنده پديدار گشت كه رستنىها به زير خود آورْد و او را تنها كامجويى از

--> ( 1 ) - گوْهران Ghrn به معناى چهار عنصر يا عناصر اربعه است : خاك و آب و هوا و آتش . امروزه گوهَر Gohar خوانده مىشود و معرب آن جوهر است . ( 2 ) - و همين معناى تضاد را در اساس هستى و نيز در اجزاى هستى بيانگر است . ( 3 ) - منظور دوازده برج و هفت سياره است كه در اعتقادات نجومى ، در سرنوشت انسانها تأثير بسيار دارند . ( 4 ) - فلكها درون يكديگر هستند .