حكيم ابوالقاسم فردوسى

34

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى)

زندگانى باشد و خواب و آرام جستن و تن پروردن به خار و خاشاك . نه اورا زبانى گوينده است و نه جويندهء خرد باشد . در كارها ، به فرجام نيك و بد نيانديشد و نداند آن را ، ازيرا كه پروردگار ، او را بندگى نخواسته است . و بدين سان چون پروردگار دانا ، هم توانا بود و هم دادگر ، پس هنر خود پنهان نساخت . و كسى از آشكار و نهان فرجام كار گيهان آگه نباشد . گفتار در آفرينش مردم از اين كه بگذرى ، مردم پديد آمد و سرش چون سرو بلند ، راست گشت . او كه پذيرندهء هوش و خرد و به كار برندهء نيكىها است و دد و دام فرمانبر اويند . « 1 » اكنون از راه خرد بنگر كه چَم « 2 » مردم چه باشد . مگر مردمى خيره دانى همى * جز اين را ندانى نشانى همى اى انسان بدان كه ترا از دو گيتى برآورده و به چندين ميانجى بپرورده‌اند . نخستين فطرت پسين شمار * توئى خويشتن را به بازى مدار پس خويشتن را به بيهوده سرگرم مساز . گر چه از فردى دانا سخنى ديگرگونه در اين باره شنيدم ، ليك ما را از راز گيهان آفرين آگهى نباشد . و در هر كارى ، بهى برگزين تا فرجامت به شود . و در اين راه اگر تن خويش را به رنج دچار سازى ، نيز روا باشد . اينك اگر خواهى كه از هر بد رها گردى و به دام رنج و سختى سرنگون نگردى و در هر دو گيتى از بد رستگار شوى و نزد پروردگار نيز نيكوكار باشى ، پس به آسمان

--> ( 1 ) - حكيم اسدى طوسى نيز در اين باره چنين سروده : خرد ، جانور به ز مردم نديد * كه مردم تواند به يزدان رسيد گرشاسپ‌نامه ، ص 10 . ( 2 ) - چَم به پارسى ، معنى را گويند .