حكيم ابوالقاسم فردوسى
113
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى)
بخشايش و مهرى بر او نياورم . ارنواز كه سخنان فريدون بشنيد او را گفت : شاها براستى كه تو فريدون « 1 » هستى كه بر نيرنگ و جادو پيروز مىشوى و مرگ ضحاك بر دست تو خواهد بود . ما دو نفر كه از تخمه كيان هستيم ، از بيم جان با او رام شديم ، ليكن تو خود ، بگوى كه چگونه توان با جفت مار خفت و خاست . فريدون ايشان را گفت : اگر يزدان ياريم كند ، اژدها « 2 » را نابود و گيتى را از هر آنچه ناپاكى ، پاك سازم . اكنون شمايان بايد راست گوييد كه ضحاك اژدهافش كجاست . پس آن دو بر فريدون راز بگشاده ، گفتند : ضحاك به سوى هندوستان « 3 » رفت تا مگر جادويى سازد و اين پريشانى و هراس او از پيش گويى اختر شناسان است كه او را گفته بودند كسى آيد كه تخت پادشاهى تو را واژگون سازد و آن زمان است كه بخت از تو برگردد و نابود گردى . ضحاك نيز براى اين كه گفتِ اخترشناسان راست نيايد زن و مرد و جانوران بسيارى را كشته ، خونشان در آبزن « 4 » كند و سر و تن با آن بشويد . ديگر رنج او از آن دو مار سياهى است كه بر دوش دارد و از آن رو او را آسايشى نيست و از كشورى به كشور ديگر شود . ليكن اكنون گاهِ باز آمدنش هست .
--> ( 1 ) - برخى نام فريدون را مترادف عقل ( عقل فلك هشتم يا فلك البروج ) دانستهاند و حكيم فردوسى نيز در اينجا به همين معنى به كار برده است . ر . ك . برهان قاطع ، ماده فريدون . ( 2 ) - مراد ضحاك است كه به اژيدهاك يا اژدهاك يا اژدها معروف بوده است . ( 3 ) - طبرى ، تاريخ طبرى ، ج 1 ، ص 137 گرديزى ، زين الاخبار ، ص 37 . ( 4 ) - آبزن ظرفى را گويند از مس و نظاير آن به اندازهء قامت آدمى يا كمتر از آن ، با سرپوشى سوراخدار كه اطباء بيماران را در آن مىخوابانيدند يا مىنشاندند و سر بيمار را از آن سوراخ بيرون مىآوردند و آب گرم با ادويه جوشانيده در آن مىكردند . به معنى حوض كوچك هم هست . برهان قاطع ، ماده آبزن . در اينجا نيّت ضحاك از اين كار اين بوده كه با كشتن افراد و ريختن خونشان و شستن سر و تن خود با آن خونها ، قضا يا سرنوشت بد را كه برايش روايت كرده بودند ، از خود بگرداند - چه اين كار در برخى موارد در گذشته مرسوم بوده است .