حكيم ابوالقاسم فردوسى
114
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى)
داستان فريدون با كارگزار ضحاك آن زمان كه ضحاك از كشور بيرون مىشد يكى از درباريان را كه بسيار توانگر و نامش كندرو « 1 » بود ، به نام كارگزار خويش بر دستگاه شاهى گمارد . روزى كندرو اندر كاخ شد ليك با شگفتى بسيار ، كسى را ديد كه بر تخت ضحاك نشسته و تاج بر سر نهاده و شهرناز و ارنواز در دو سوى او نشستهاند و لشگريانش نيز همه شهر را پر كردهاند . كندرو به روى خويشتن نياورده ، نه هراسان شد و نه پرسشى كرد ، فريدون را نماز برده ، درود كرد و او را سزاوار شاهنشاهى بر هفت كشور خوانده ، آرزوى پايندگى پادشاهى او نمود . فريدون او را پيش خوانده ، پس از اين كه از كار او آگه گشت ، او را فرمود تا چنان كه سزاوار است نبيذ « 2 » و رامشگران بياورد و بزمى شاهى فراهم آرد . پس آن شب كندرو از براى فريدون جشنى بپاى كرد . بامدادان كندرو بر اسپ خويش بنشست و به سوى ضحاك روى نهاد « 3 » و چون پيش او رسيد همه آنچه ديده و شنيده بود براى او بازگفت و به دو گفت : اى شاه گردنكشان ، نشان ِ برگشتن ِ بخت از تو پديدار گشت . سه مرد از كشورى ديگر با لشگرى بيامدند كه از
--> ( 1 ) - كندرو Kondrow . اين نام به صورت گندرو Gandareva ، گنجور Ganjvara ، كندرب زره پاشنه و كندروق نيز ضبط شده است . ر . ك . مجمل التواريخ و القصص ، ص 89 گرديزى ، زين الأخبار ، ص 37 برهان قاطع ، ماده كندرو ، حواشى معين . ( 2 ) - اگر چه در زبان عربى نبيذ به شراب خرما اطلاق مىگردد كه در برخى مذاهب اسلامى حلال مىباشد و از انواع ديگر آن نيز نبيذ عسل و نبيذ جو را مىتوان برشمرد ليكن به مشروب بطور اعم نيز اطلاق مىشود ، چنان كه در پارسى باستان نيپيتا nipit و پيتا pit همين معنى را دارند و در مسكر بودن يا نبودن آن جاى ترديد است . اين كه آيا منظور حكيم فردوسى همان هئومه Haoma مذكور در اوستا بوده يا نه ، دانسته نيست . نيز بايد در نظر داشت كه خود هئومه هم بر دو نوع مسكر و غير مسكر بوده است . و آخرين نكته اين كه در اعصار مورد نظر هم شراب خرما ( نبيذ ) و هم هئومه ( مسكر و غير مسكر ) رايج بوده است . ( 3 ) - از فحواى روايت چنين برمىآيد كه در همان اوان ، ضحاك از هندوستان به حوالى بيت المقدس بازگشته بود ولى از غلبه فريدون آگه شده ، خود را در گوشهاى نهان ساخته و تنها با كندرو در ارتباط بوده است و مىخواسته تا ابتدا به خوبى از اوضاع باخبر شود ، آنگه به اقدامى بپردازد .