حكيم ابوالقاسم فردوسى
865
شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى)
يكى شارستان كرد پر كاخ و باغ * به دو اندرون چشمه و دشت و راغ كه اكنون گرانمايه دهقان پير * همى خواندش خورّهء اردشير يكى چشمه بد بىكران اندروى * فراوان ازو رود بگشاد و جوى بر آورد زان چشمه آتشكده * به دو تازه شد مهر و جشن سده بگرد اندرش باغ و ميدان و كاخ * برآورده شد جايگاه فراخ چو شد شاه با دانش و فر و زور * همى خواندش مرزبان شهر گور بگرد اندرش روستاها بساخت * چو آباد كردش كس اندر نشناخت بجايى يكى ژرف دريا بديد * همى كوه بايست پيشش بريد ببردند ميتين و مردان كار * و زان كوه ببريد صد جويبار همى راند از كوه تا شهرگور * شد آن شارستان پر سراى و ستور [ جنگ اردشير با كردان ] سپاهى ز اصطخر بىمر ببرد * بشد ساخته تا كند رزم كرد بنيكى ز يزدان همى جست مزد * كه ريزد بران بوم و بر خون دزد چو شاه اردشير اندر آمد بتنگ * پذيره شدش كرد بىمر بجنگ يكى كار بد خوار دشوار گشت * ابا كرد كشور همه يار گشت يكى لشكرى كُرد بد پارسى * فزونتر ز گردان او يك به سى يكى روز تا شب بر آويختند * سپاه جهاندار بگريختند ز بس كشته و خسته بر دشت جنگ * شد آوردگه را همه جاى تنگ جز از شاه با خوار مايه سپاه * نبد نامدارى بدان رزمگاه ز خورشيد تابان و ز گرد و خاك * زبانها شد از تشنگى چاك چاك هم انگه درفشى بر آورد شب * كه بنشاند آن جنگ و جوش و جلب يكى آتشى ديد بر سوى كوه * بيامد جهاندار با آن گروه سوى آتش آورد روى اردشير * همان اندكى مرد برنا و پير چو تنگ اندر آمد شبانان بديد * بران ميش و بز پاسبانان بديد فرود آمد از باره شاه و سپاه * دهانش پر از خاك آوردگاه از يشان سبك اردشير آب خواست * هم انگه ببردند با آب ماست بياسود و لختى چريد آنچ ديد * شب تيره خفتان بسر بركشيد ز خفتان شايسته بد بسترش * ببالين نهاد آن كيى مغفرش سپيده چو برزد ز درياى آب * سر شاه ايران بر آمد ز خواب بيامد ببالين او سر شبان * كه پدرام باد از تو روز و شبان چه آمد كه اين جاى راه تو بود * كه نه در خور خوابگاه تو بود بپرسيد زان سر شبان راه شاه * كز ايدر كجا يابم آرامگاه چنين داد پاسخ كه آباد جاى * نيابى مگر باشدت رهنماى از ايدر كنون چار فرسنگ راه * چو رفتى پديد آيد آرامگاه و زان روى پيوسته شد ده بده * بده در يكى نامبردار مه چو بشنيد زان سر شبان اردشير * ببرد از رمه راهبر چند پير سپهبد ز كوه اندر آمد بده * از ان ده سبك پيش او رفت مه