حكيم ابوالقاسم فردوسى

702

شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى)

شتر بار بنهاد و خود رفت پيش * كه تا چون كند تيز بازار خويش يكى طاس پر گوهر شاهوار * ز دينار چندى ز بهر نثار كه بر تافتش ساعد و آستين * يكى اسپ و دو جامه ديباى چين بران طاس پوشيده تايى حرير * حرير از بر وزير مشك و عبير بنزديك ارجاسپ شد چاره جوى * بديبا بياراسته رنگ و بوى چو ديدش فرو ريخت دينار و گفت * كه با شهر ياران خرد باد جفت يكى مردم اى شاه بازارگان * پدر ترك و مادر ز آزادگان ز توران بخرّم بايران برم * و گر سوى دشت دليران برم يكى كاروانى شتر با منست * ز پوشيدنى جامه‌هاى نشست هم از گوهر و افسر و رنگ و بوى * فروشنده‌ام هم خريدار جوى ببيرون دژ كاله بگذاشتم * جهان در پناه تو پنداشتم اگر شاه بيند كه اين كاروان * بدروازهء دژ كشد ساروان ببخت تو از هر بد ايمن شوم * بدين سايهء مهر تو بغنوم چنين داد پاسخ كه دل شاد دار * ز هر بد تن خويش آزاد دار نيازاردت كس بتوران زمين * همان گر گرايى بما چين و چين بفرمود پس تا سراى فراخ * بدژ بر يكى كلبه در پيش كاخ برويين دژ اندر مر او را دهند * همه بارش از دشت بر سر نهند بسازد بران كلبه بازارگاه * همى دارش ايمن اندر پناه برفتند و صندوقها را به پشت * كشيدند و ماهار اشتر بمشت يكى مرد بخرد بپرسيد و گفت * كه صندوق را چيست اندر نهفت كشنده به دو گفت ما هوش خويش * نهاديم ناچار بر دوش خويش يكى كلبه برساخت اسفنديار * بياراست همچون گل اندر بهار ز هر سو فراوان خريدار خاست * بران كلبه بر تيز بازار خاست ببود آن شب و بامداد پگاه * ز ايوان دوان شد بنزديك شاه ز دينار و ز مشك و ديبا سه تخت * همى برد پيش اندرون نيكبخت بيامد ببوسيد روى زمين * بر ارجاسپ چندى بكرد آفرين چنين گفت كاين مايه ور كاروان * همى راندم تيز با ساروان به دو اندرون ياره و افسرست * كه شاه سر افراز را درخورست بگويد بگنجور تا خواسته * ببيند همه كلبه آراسته اگر هيچ شايسته بيند بگنج * بيارد همانا ندارد برنج پذيرفتن از شهريار زمين * ز بازارگان پوزش و آفرين بخنديد ارجاسپ و بنواختش * گرانمايه تر پايگه ساختش چه نامى به دو گفت خرّاد نام * جهانجوى با رادى و شادكام بخرّاد گفت اى رد زادمرد * برنجى همى گرد پوزش مگرد ز دربان نبايد ترا بار خواست * بنزد من آى آنگهى كت هواست ازان پس بپرسيدش از رنج راه * ز ايران و توران و كار سپاه چنين داد پاسخ كه من ماه پنج * كشيدم به راه اندرون درد و رنج