حكيم ابوالقاسم فردوسى
703
شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى)
به دو گفت از كار اسفنديار * بايران خبر بود و ز گرگسار چنين داد پاسخ كه اى نيك خوى * سخن راند زين هر كسى بارزوى يكى گفت كاسفنديار از پدر * پر آواز گشت و بپيچيد سر دگر گفت كو از دژ گنبدان * سپه برد و شد بر ره هفتخوان كه رزم آزمايد بتوران زمين * بخواهد به مردى ز ارجاسپ كين بخنديد ارجاسپ گفت اين سخن * نگويد جهان ديده مرد كهن اگر كرگس آيد سوى هفتخوان * مرا اهرمن خوان و مردم مخوان چو بشنيد جنگى زمين بوسه داد * بيامد ز ايوان ارجاسپ شاد در كلبه را نامور باز كرد * ز بازارگان دژ پر آواز كرد همى بود چندى خريد و فروخت * همى هر كسى چشم خود را بدوخت ز دينارگان يك درم بستدى * همى اين بران آن برين برزدى [ شناختن خواهران اسفنديار را ] چو خورشيد تابان ز گنبد بگشت * خريدار بازار او درگذشت دو خواهرش رفتند ز ايوان بكوى * غريوان و بر كفتها بر سبوى بنزديك اسفنديار آمدند * دو ديده تر و خاكسار آمدند چو اسفنديار آن شگفتى بديد * دو رخ كرد از خواهران ناپديد شد از كار ايشان دلش پر ز بيم * بپوشيد رخ را به زير گليم برفتند هر دو بنزديك اوى * ز خون بر نهاده برخ بر دو جوى به خواهش گرفتند بيچارگان * بران نامور مرد بازارگان به دو گفت خواهر كه اى ساروان * نخست از كجا راندى كاروان كه روز و شبان بر تو فرخنده باد * همه مهتران پيش تو بنده باد ز ايران و گشتاسپ و اسفنديار * چه آگاهى است اى گو نامدار بدين سان دو دخت يكى پادشا * اسيريم در دست ناپارسا برهنه سر و پاى و دوش آبكش * پدر شادمان روز و شب خفته خوش برهنه دوان بر سر انجمن * خنك آنك پوشد تنش را كفن بگرييم چندى بخونين سرشك * تو باشى بدين درد ما را پزشك گر آگاهيت هست از شهر ما * برين بوم و ترياك شد زهر ما يكى بانگ برزد به زير گليم * كه لرزان شدند آن دو دختر ز بيم كه اسفنديار از بنه بر مباد * نه آن كس بگيتى كزو كرد ياد ز گشتاسپ آن مرد بيدادگر * مبيناد چون او كلاه و كمر نبينيد كايدر فروشندهام * ز بهر خور خويش كوشندهام چو آواز بشنيد فرّخ هماى * بدانست و آمد دلش باز جاى چو خواهر بدانست آواز اوى * بپوشيد بر خويشتن راز اوى چنان داغ دل پيش او در بماند * سرشك از دو ديده برخ برفشاند همه جامه چاك و دو پايش به خاك * از ارجاسپ جانش پر از بيم و باك بدانست جنگاور پاك راى * كه او را همى باز داند هماى سبك روى بگشاد و ديده پر آب * پر از خون دل و چهره چون آفتاب