حكيم ابوالقاسم فردوسى
539
شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى)
كند آفرين بر جهاندار شاه * كه بىاو مبيناد كس پيشگاه مر او را ستاينده كردار اوست * جهان سر بسر زير آثار اوست چو مايه ندارم ثناى ورا * نيايش كنم خاك پاى ورا زمانه سراسر به دو زنده باد * خرد تخت او را فروزنده باد دلش شادمانه چو خرّم بهار * هميشه برين گردش روزگار ازو شادمانه دل انجمن * بهر كار پيروز و چيره سخن همى تا بگردد فلك چرخ وار * بود اندرو مشترى را گذار شهنشاه ما باد با جاه و ناز * ازو دور چشم بد و بىنياز كنون زين سپس نامه باستان * بپيوندم از گفتهء راستان چو پيش آورم گردش روزگار * نبايد مرا پند آموزگار چو پيكار كىخسرو آمد پديد * ز من جادويها ببايد شنيد بدين داستان در ببارم همى * به سنگ اندرون لاله كارم همى كنون خامهاى يافتم بيش از ان * كه مغز سخن بافتم پيش از ان ايا آزمون را نهاده دو چشم * گهى شادمانى گهى درد و خشم شگفت اندرين گنبد لاژورد * بماند چنين دل پر از داغ و درد چنين بود تا بود دور زمان * بنوّى تو اندر شگفتى ممان يكى را همه بهره شهدست و قند * تن آسانى و ناز و بخت بلند يكى زو همه ساله با درد و رنج * شده تنگ دل در سراى سپنج يكى را همه رفتن اندر نهيب * گهى در فراز و گهى در نشيب چنين پروراند همى روزگار * فزون آمد از رنگ گل رنج خار هر آنگه كه سال اندر آمد بشست * ببايد كشيدن ز بيشيت دست ز هفتاد بر نگذرد بس كسى * ز دوران چرخ آزمودم بسى و گر بگذرد آن همه بتّريست * بدان زندگانى ببايد گريست اگر دام ماهى بدى سال شست * خردمند ازو يافتى راه جست نيابيم بر چرخ گردنده راه * نه بر كار دادار خورشيد و ماه جهاندار اگر چند كوشد برنج * بتازد بكين و بنازد بگنج همش رفت بايد بديگر سراى * بماند همه كوشش ايدر بجاى تو از كار كىخسرو اندازه گير * كهن گشته كار جهان تازه گير كه كين پدر باز جست از نيا * بشمشير و هم چاره و كيميا نيا را بكشت و خود ايدر نماند * جهان نيز منشور او را نخواند چنينست رسم سراى سپنج * بدان كوش تا دور مانى ز رنج [ سپاه آراستن كىخسرو با افراسياب ] چو شد كار پيران ويسته بسر * بجنگ دگر شاه پيروز گر بياراست از هر سوى مهتران * برفتند با لشكرى بىكران بر آمد خروشيدن كرّ ناى * بهامون كشيدند پرده سراى به شهر اندرون جاى خفتن نماند * بدشت اندرون راه رفتن نماند يكى تخت پيروزه بر پشت پيل * نهادند و شد روى گيتى چو نيل نشست از بر تخت با تاج شاه * خروش آمد از دشت و ز بارگاه