حكيم ابوالقاسم فردوسى

474

شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى)

دگر هرچ از گنج نزديك تست * همه دشمن جان تاريك تست ز اسپان پر مايه و گوهران * ز ديبا و دينار و ز افسران ز ترگ و ز شمشير و برگستوان * ز خفتان و ز خنجر هندوان همه آلت لشكر و سيم و زر * فرستى بنزديك ما سر بسر ببيداد كز مردمان بستدى * فراز آوريدى ز دست بدى بدان باز خرّى مگر جان خويش * ازين در كنى زود درمان خويش چه اندر خور شهريارست ازان * فرستم بنزديك شاه جهان ببخشيم ديگر همه بر سپاه * بجاى مكافات كرده گناه و ديگر كه پور گزين ترا * نگهبان گاه و نگين ترا برادرت هر دو سران سپاه * كه هزمان برآرند گردن به ماه چو هر سه بدين نامدار انجمن * گروگان فرستى بنزديك من بدان تا شوم ايمن از كار تو * برآرد درخت وفا بار تو تو نيز آنگهى برگزينى دو راه * يكى راه جويى بنزديك شاه ابا دودمان نزد خسرو شوى * بدان سايهء مهر او بغنوى كنم با تو پيمان كه خسرو ترا * بخورشيد تابان برآرد سرا ز مهر دل او تو آگه ترى * كزو هيچ نايد جز از بهترى بشويى دل از مهر افراسياب * نبينى شب تيره او را بخواب گر از شاه تركان بترسى ز بد * نخواهى كه آيى بايران سزد بپرداز توران و بنشين بچاج * ببر تخت ساج و برافراز تاج ورت سوى افراسيابست راى * برو سوى او جنگ ما را مپاى اگر تو بخواهى بسيچيد جنگ * مرا زور شيرست و چنگ پلنگ بتركان نمانم من از تخت بهر * كمان من ابرست و بارانش زهر بسيچيدهء جنگ خيز اندر آى * گرت هست با شير درنده پاى چو صف بر كشد از دو رويه سپاه * گنهكار پيدا شد از بىگناه گرين گفته‌هاى مرا نشنوى * بفرجام كارت پشيمان شوى پشيمانى آنگه نداردت سود * كه تيغ زمانه سرت را درود بگفت اين سخن پهلوان با پسر * كه بر خوان بپيران همه در بدر [ رفتن گيو به ويسه‌گرد به نزديك پيران ] ز پيش پدر گيو شد تا ببلخ * گرفته به ياد آن سخنهاى تلخ فرود آمد و كس فرستاد زود * بران سان كه گودرز فرموده بود همان شب سپاه اندر آورد گرد * برفت از در بلخ تا ويسه گرد كه پيران بدان شهر بد با سپاه * كه ديهيم ايران همى جست و گاه فرستاده چون سوى پيران رسيد * سپهدار پيران سپه را بديد بگفتند كآمد سوى بلخ گيو * ابا ويژگان سپهدار نيو چو بشنيد پيران برافراخت كوس * شد از سم ّ اسبان زمين آبنوس ده و دو هزارش ز لكشر سوار * فراز آمد اندر خور كارزار از يشان دو بهره هم آنجا بماند * برفت و جهان ديدگان را بخواند بيامد چو نزديك جيحون رسيد * بگرد لب آب لشكر كشيد