حكيم ابوالقاسم فردوسى
438
شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى)
منيژه كجا دخت افراسياب * درفشان كند باغ چون آفتاب همه دخت توران پوشيده روى * همه سرو بالا همه مشك موى همه رخ پر از گل همه چشم خواب * همه لب پر از مى ببوى گلاب اگر ما بنزديك آن جشنگاه * شويم و بتازيم يك روزه راه بگيريم از يشان پرى چهره چند * بنزديك خسرو شويم ارجمند چو گرگين چنين گفت بيژن جوان * بجوشيدش آن گوهر پهلوان گهى نام جست اندران گاه كام * جوان بد جوانوار برداشت گام [ رفتن بيژن به ديدن منيژه دختر افراسياب ] برفتند هر دو به راه دراز * يكى از نوشته دگر كينه ساز ميان دو بيشه بيك روزه راه * فرود آمد آن گرد لشكر پناه بدان مرغزاران ارمان دو روز * همى شاد بودند با باز و يوز چو دانست گرگين كه آمد عروس * همه دشت ازو شد چو چشم خروس ببيژن پس آن داستان برگشاد * و زان جشن و رامش بسى كرد ياد بگرگين چنين گفت پس بيژنا * كه من پيشتر سازم اين رفتنا شوم بزمگه را ببينم ز دور * كه تركان همى چون بسيچند سور و ز آن جايگه پس بتابم عنان * به گردن برآرم زدوده سنان زنيم آنگهى راى هشيارتر * شود دل ز ديدار بيدارتر بگنجور گفت آن كلاه بزر * كه در بزمگه بر نهادم بسر كه روشن شدى زو همه بزمگاه * بياور كه ما را كنونست گاه همان طوق كىخسرو و گوشوار * همان يارهء گيو گوهر نگار بپوشيد رخشنده رومى قباى * ز تاج اندر آويخت پرّ هماى نهادند بر پشت شبرنگ زين * كمر خواست با پهلوانى نگين بيامد بنزديك آن بيشه شد * دل كامجويش پر انديشه شد به زير يكى سرو بن شد بلند * كه تاز آفتابش نباشد گزند بنزديك آن خيمهء خوب چهر * بيامد بدلش اندر افروخت مهر همه دشت ز آواى رود و سرود * روان را همى داد گفتى درود منيژه چو از خيمه كردش نگاه * بديد آن سهى قد لشكر پناه برخسارگان چون سهيل يمن * بنفشه گرفته دو برگ سمن كلاه تهم پهلوان بر سرش * درفشان ز ديباى رومى برش بپرده درون دخت پوشيده روى * بجوشيد مهرش دگر شد بخوى فرستاد مر دايه را چون نوند * كه رو زير آن شاخ سرو بلند نگه كن كه آن ماه ديدار كيست * سياوش مگر زنده شد گر پريست بپرسش كه چون آمدى ايدرا * نيايى بدين بزمگاه اندرا پرى زادهاى گر سياوشيا * كه دلها بمهرت همى جوشيا وگر خاست اندر جهان رستخيز * كه بفروختى آتش مهر تيز كه من ساليان اندرين مرغزار * همى جشن سازم بهر نوبهار بدين بزمگه بر نديديم كس * ترا ديدم اى سرو آزاده بس چو دايه بر بيژن آمد فراز * برو آفرين كرد و بردش نماز