حكيم ابوالقاسم فردوسى

413

شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى)

سپهر و زمان و زمين آفريد * روان و خرد داد و دين آفريد وزو آفرين باد بر شهريار * زمانه مبادا ازو يادگار رسيدم بفرمان ميان دو كوه * سپاه دو كشور شده همگروه همانا كه شمشير زن صد هزار * ز دشمن فزون بود در كارزار كشانى و شگنى و چينى و هند * سپاهى ز چين تا بدرياى سند ز كشمير تا دامن رود شهد * سراپرده و پيل ديديم و مهد نترسيدم از دولت شهريار * كزين رزمگاه اندر آيد نهار چهل روز با هم همى جنگ بود * تو گفتى بريشان جهان تنگ بود همه شهرياران كشور بدند * نه بر باد [ و ] با بخت لاغر بدند ميان دو كوه از بر راغ و دشت * ز خون و ز كشته نشايد گذشت همانا كه فرسنگ باشد چهل * پراگنده از خون زمين بود گل سرانجام ازين دولت ديرباز * سخن گويم اين نامه گردد دراز همه شهرياران كه دارند بند * ز پيلان گرفتم بخم كمند سوى جنگ دارم كنون راى و روى * مگر پيش گرز من آيد گروى زبانها پر از آفرين تو باد * سر چرخ گردان زمين تو باد چو نامه به مهر اندر آمد بداد * بمهتر فريبرز خسرو نژاد ابا شاه و پيل و هيونى هزار * ازان رزمگه برنهادند بار فريبرز كاوس شادان برفت * بنزديك خسرو بسيچيد و تفت همى رفت با او گو پيل تن * بزرگان و گردان آن انجمن به پدرود كردن گرفتش كنار * بباريد آب از غم شهريار و زان جايگه سوى لشكر كشيد * چو جعد دو زلف شب آمد پديد نشستند بآرامش و رود و مى * يكى دست رود و دگر دست نى برفتند هر كس بآرام خويش * گرفته ببر هر كسى كام خويش چو خورشيد با رنگ ديباى زرد * ستم كرد بر تودهء لاژورد همانگه ز دهليز پرده سراى * برآمد خروشيدن كرّ ناى تهمتن ميان تاختن را ببست * بران بارهء تيزتگ بر نشست بفرمود تا توشه برداشتند * همى راه دشوار بگذاشتند بيابان گرفتند و راه دراز * بيامد چنان لشكرى رزمساز چنين گفت با طوس و گودرز و گيو * كه اى نامداران و گردان نيو من اين بار چنگ اندر آرم بچنگ * بدانديشگان را شود كار تنگ كه دانست كين چاره گر مرد سند * سپاه آرد از چين و سقلاب و هند من او را چنان مست و بيهش كنم * تنش خاك گور سياوش كنم كه از هند و سقلاب و توران و چين * نخوانند ازين پس برو آفرين بزد كوس و ز دشت بر خاست گرد * هوا پر ز گرد و زمين پر ز مرد ازان نامداران پرخاش جوى * بابر اندر آمد يكى گفت و گوى دو منزل برفتند زان جايگاه * كه از كشته بد روى گيتى سياه يكى بيشه ديدند و آمد فرود * سيه شد ز لشكر همه دشت و رود