حكيم ابوالقاسم فردوسى

38

شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى)

سپهريست پنداشت ايوان بجاى * گران لشگرى گرد او بر بپاى برفتند بيدار كار آگهان * بگفتند با شهريار جهان كه آمد فرستادهء نزد شاه * يكى پر منش مرد با دستگاه بفرمود تا پرده بر داشتند * بر اسپش ز درگاه بگذاشتند چو چشمش به روى فريدون رسيد * همه ديده و دل پر از شاه ديد به بالاى سرو و چو خورشيد روى * چو كافور گرد گل سرخ موى دو لب پر ز خنده دو رخ پر ز شرم * كيانى زبان پر ز گفتار نرم نشاندش هم آنگه فريدون ز پاى * سزاوار كردش بر خويش جاى بپرسيدش از دو گرامى نخست * كه هستند شادان دل و تن درست دگر گفت كز راه دور و دراز * شدى رنجه اندر نشيب و فراز فرستاده گفت اى گرانمايه شاه * ابى تو مبيناد كس پيش گاه ز هر كس كه پرسى بكام تواند * همه پاك زنده بنام تواند منم بندهء شاه را ناسزا * چنين بر تن خويش ناپارسا پيامى درشت آوريده بشاه * فرستنده پر خشم و من بىگناه بگويم چو فرمايدم شهريار * پيام جوانان ناهوشيار بفرمود پس تا زبان برگشاد * شنيده سخن سربسر كرد ياد [ پاسخ دادن فريدون پسران را ] فريدون به دو پهن بگشاد گوش * چو بشنيد مغزش بر آمد به جوش فرستاده را گفت كاى هوشيار * ببايد ترا پوزش اكنون به كار كه من چشم از ايشان چنين داشتم * همى بر دل خويش بگذاشتم [ كه از گوهر بد نيايد مهى * مرا دل همى داد اين آگهى ] بگوى آن دو ناپاك بيهوده را * دو اهريمن مغز پالوده را انوشه كه كرديد گوهر پديد * درود از شما خود بدين سان سزيد ز پند من ار مغزتان شد تهى * همى از خردتان نبود آگهى نداريد شرم و نه بيم از خداى * شما را همانا همينست راى مرا پيشتر قيرگون بود موى * چو سرو سهى قد و چون ماه روى سپهرى كه پشت مرا كرد كوز * نشد پست و گردان بجايست نوز نماند شما را هم اين روزگار * نماند برين گونه بس پايدار بدان برترين نام يزدان پاك * برخشنده خورشيد و بر تيره خاك بتخت و كلاه و بناهيد و ماه * كه من بدنكردم شما را نگاه [ يكى انجمن كردم از بخردان * ستاره‌شناسان و هم موبدان ] [ بسى روزگاران شدست اندرين * نكرديم بر باد بخشش زمين ] [ همه راستى خواستم زين سخن * بكژى نه سر بود پيدا نه بن ] همه ترس يزدان بد اندر ميان * همه راستى خواستم در جهان چو آباد دادند گيتى به من * نجستم پراگندن انجمن مگر همچنان گفتم آباد تخت * سپارم بسه ديدهء نيك بخت شما را كنون گر دل از راه من * بكژى و تارى كشيد اهرمن ببينيد تا كردگار بلند * چنين از شما كرد خواهد پسند