حكيم ابوالقاسم فردوسى
346
شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى)
كه چندين تن از تخمهء مهتران * ز ديهيم داران و كنداوران ز پيكار تو كشته و خسته شد * چنين رزم ناگاه پيوسته شد كه جويد گذر سوى ايران كنون * مگر آنك جوشد ورا مغز و خون اگر نيستى رنج افراسياب * كه گردد سرش زين سخن پر شتاب ترا بارگى دادمى اى جوان * بدان تات بردى بر پهلوان بگفت اين و برگشت و شد باز جاى * دلش پر ز كين و سرش پر ز راى برفت او و آمد ز لشكر تژاو * سوارى كه بوديش با شير تاو ز پيران بپرسيد و پيران بگفت * كه بهرام را از يلان نيست جفت بمهرش بدادم بسى پند خوب * نمودم به دو راه و پيوند خوب سخن را نبد بر دلش هيچ راه * همى راه جويد بايران سپاه بپيران چنين گفت جنگى تژاو * كه با مهر جان ترا نيست تاو شوم گر پياده بچنگ آرمش * سر اندر زمان زير سنگ آرمش بيامد شتابان بدان رزمگاه * كجا بود بهرام يل بىسپاه چو بهرام را ديد نيزه بدست * يكى بر خروشيد چون پيل مست به دو گفت ازين لشكر نامدار * پياده يكى مرد و چندين سوار بايران گرازيد خواهى همى * سرت بر فرازيد خواهى همى سران را سپردى سر اندر زمان * گه آمد كه بر تو سر آيد زمان پس آنگه بفرمود كاندر نهيد * بتير و بگرز و بژوپين دهيد برو انجمن شد يكى لشكرى * هرانكس كه بود از دليران سرى كمان را بزه كرد بهرام گرد * بتير از هوا روشنايى ببرد چو تير اسپرى شد سوى نيزه گشت * چو درياى خون شد همه كوه و دشت چو نيزه قلم شد بگرز و بتيغ * همى خون چكانيد بر تيره ميغ چو رزمش برين گونه پيوسته شد * بتيرش دلاور بسى خسته شد چو بهرام يل گشت بىتوش و تاو * پس پشت او اندر آمد تژاو يكى تيغ زد بر سر كتف اوى * كه شير اندر آمد ز بالا به روى جدا شد ز تن دست خنجرگزار * فرو ماند از رزم و برگشت كار تژاو ستمگاره را دل بسوخت * بكردار آتش رخش برفروخت بپيچيد ازو روى پر درد و شرم * به جوش آمدش در جگر خون گرم [ كشتن گيو ، تژاو را به كين بهرام ] چو خورشيد تابنده بنمود پشت * دل گيو گشت از برادر درشت ببيژن چنين گفت كاى رهنماى * برادر نيامد همى باز جاى ببايد شدن تا ورا كار چيست * نبايد كه بر رفته بايد گريست دليران برفتند هر دو چو گرد * بدان جاى پرخاش و ننگ و نبرد بديدار بهرامشان بد نياز * همى خسته و كشته جستند باز همه دشت پر خسته و كشته بود * جهانى به خون اندر آغشته بود دليران چو بهرام را يافتند * پر از آب و خون ديده بشتافتند به خاك و به خون اندر افگنده خوار * فتاده ازو دست و برگشته كار