حكيم ابوالقاسم فردوسى

334

شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى)

يكى تيره گرد از ميان بر دميد * بدان سان كه خورشيد شد ناپديد جهان شد چو آبار بهمن سياه * ستاره نديدند روشن نه ماه بقلب سپاه اندرون گيو گرد * همى از جهان روشنايى ببرد بپيش اندرون بيژن تيز چنگ * همى بزمگاه آمدش جاى جنگ و زان سوى با تاج بر سر تژاو * كه بوديش با شير درّنده تاو يلانش همه نيك مردان و شير * كه هرگز نشدشان دل از رزم سير بسى بر نيامد برين روزگار * كه آن ترك سير آمد از كارزار سه بهره ز توران سپه كشته شد * سر بخت آن ترك برگشته شد همى شد گريزان تژاو دلير * پسش بيژن گيو بر سان شير خروشان و جوشان و نيزه بدست * تو گفتى كه غرّنده شيرست مست يكى نيزه زد بر ميان تژاو * نماند آن زمان با تژاو ايچ تاو گراينده بد بند رومى زره * بپيچيد و بگشاد بند گره بيفگند نيزه بيازيد چنگ * چو بر كوه بر غرم تازد پلنگ بدان سان كه شاهين ربايد چكاو * ربود آن گرانمايه تاج تژاو كه افراسيابش بسر بر نهاد * نبودى جدا زو بخواب و به ياد چنين تا در دژ همى تاخت اسپ * پس اندرش بيژن چو آذرگشسپ چو نزديكى دژ رسيد اسپنوى * بيامد خروشان پر از آب روى كه از كين چنين پشت برگاشتى * بدين دژ مرا خوار بگذاشتى سزد گر ز پس بر نشانى مرا * بدين ره بدشمن نمانى مرا تژاو سرافراز را دل بسوخت * بكردار آتش رخش بر فروخت فراز اسپنوى و تژاو از نشيب * به دو داد در تاختن يك ركيب پس اندر نشاندش چو ماه دمان * بر آمد ز جا باره زيرش دنان همى تاخت چون گرد با اسپنوى * سوى راه توران نهادند روى زمانى دويد اسپ جنگى تژاو * نماند ايچ با اسپ و با مرد تاو تژاو آن زمان با پرستنده گفت * كه دشوار كار آمد اى خوب جفت فرو ماند اين اسپ جنگى ز كار * ز پس بدسگال آمد و پيش غار اگر دور از ايدر به بيژن رسم * بكام بدانديش دشمن رسم ترا نيست دشمن بيكبارگى * بمان تا برانم من اين بارگى فرود آمد از اسپ او اسپنوى * تژاو از غم او پر از آب روى سبكبار شد اسپ و تندى گرفت * پسش بيژن گيو كندى گرفت چو ديد آن رخ ماه روى اسپنوى * ز گلبرگ روى و پر از مشك موى پس پشت خويش اندرش جاى كرد * سوى لشكر پهلوان راى كرد بشادى بيامد بدرگاه طوس * ز درگاه بر خاست آواى كوس كه بيدار دل شير جنگى سوار * دمان با شكار آمد از مرغزار سپهدار و گردان پرخاش جوى * بويرانى دژ نهادند روى ازان پس برفتند سوى گله * كه بودند بر دشت تركان يله گرفتند هر يك كمندى بچنگ * چنانچون بود ساز مردان جنگ