حكيم ابوالقاسم فردوسى

328

شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى)

بدژ در شد و در ببستند زود * شد آن نامور شير جنگى فرود بشد با پرستندگان مادرش * گرفتند پوشيدگان در برش بزارى فگندند بر تخت عاج * نبد شاه را روز هنگام تاج همه غاليه موى و مشكين كمند * پرستنده و مادر از بن بكند همى كند جان آن گرامى فرود * همه تخت مويه همه حصن رود چنين گفت چون لب ز هم برگرفت * كه اين موى كندن نباشد شگفت كنون اندر آيند ايرانيان * به تاراج دژ پاك بسته ميان پرستندگان را اسيران كنند * دژ و باره كوه ويران كنند دل هر يك بر من بسوزد همى * ز جانم رخش بر فروزد همى همه پاك بر باره بايد شدن * تن خويش را بر زمين بر زدن كجا بهر بيژن نماند يكى * نمانم من ايدر مگر اندكى كُشنده تن و جان من درد اوست * پرستار و گنجم چه در خورد اوست بگفت اين و رخسارگان كرد زرد * بر آمد روانش بتيمار و درد ببازيگرى ماند اين چرخ مست * كه بازى بر آرد به هفتاد دست زمانى بخنجر زمانى به تيغ * زمانى بباد و زمانى بميغ زمانى بدست يكى ناسزا * زمانى خود از درد و سختى رها زمانى دهد تخت و گنج و كلاه * زمانى غم و رنج و خوارى و چاه همى خورد بايد كسى را كه هست * منم تنگ دل تا شدم تنگ دست اگر خود نزادى خردمند مرد * نديدى ز گيتى چنين گرم و سرد ببايد به كورى و ناكام زيست * برين زندگانى ببايد گريست سرانجام خاكست بالين اوى * دريغ آن دل و راى و آيين اوى [ كشتن جريره خود را ] پرستندگان بر سر دژ شدند * همه خويشتن بر زمين بر زدند يكى آتشى خود جريره فروخت * همه گنجها را به آتش بسوخت يكى تيغ بگرفت زان پس بدست * در خانهء تازى اسپان ببست شكمشان بدرّيد و ببريد پى * همى ريخت از ديده خوناب و خوى بيامد ببالين فرّخ فرود * يكى دشنه با او چو آب كبود دو رخ را به روى پسر بر نهاد * شكم بر دريد و برش جان بداد در دژ بكندند ايرانيان * بغارت ببستند يك سر ميان چو بهرام نزديك آن باره شد * از اندوه يَكسر دلش پاره شد بايرانيان گفت كين از پدر * بسى خوارتر مرد و هم زارتر كشنده سياوش چاكر نبود * ببالينش بر كشته مادر نبود همه دژ سراسر بر افروخته * همه خان و مان كنده و سوخته بايرانيان گفت كز كردگار * بترسيد و ز گردش روزگار ببد بس درازست چنگ سپهر * ببيدادگر بر نگردد به مهر ز كىخسرو اكنون نداريد شرم * كه چندان سخن گفت با طوس نرم بكين سياوش فرستادتان * بسى پند و اندرزها دادتان ز خون برادر چو آگه شود * همه شرم و آزم كوته شود