حكيم ابوالقاسم فردوسى
327
شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى)
[ كشته شدن فرود ] چو خورشيد تابنده شد ناپديد * شب تيره بر چرخ لشكر كشيد دليران دژدار مردى هزار * ز سوى كلات اندر آمد سوار در دژ ببستند زين روى تنگ * خروش جرس خاست و آواى زنگ جريره بتخت گرامى بخفت * شب تيره با درد و غم بود جفت بخواب آتشى ديد كز دژ بلند * بر افروختى پيش آن ارجمند سراسر سپدكوه بفروختى * پرستنده و دژ همى سوختى دلش گشت پر درد و بيدار گشت * روانش پر از درد و تيمار گشت بباره بر آمد جهان بنگريد * همه كوه پر جوشن و نيزه ديد رخش گشت پر خون و دل پر ز دود * بيامد به بالين فرخ فرود به دو گفت بيدار گرد اى پسر * كه ما را بد آمد ز اختر بسر سراسر همه كوه پر دشمنست * در دژ پر از نيزه و جوشنست بمادر چنين گفت جنگى فرود * كه از غم چه دارى دلت پر ز دود مرا گر زمانه شدست اسپرى * زمانه ز بخشش فزون نشمرى بروز جوانى پدر كشته شد * مرا روز چون روز او گشته شد بدست گروى آمد او را زمان * سوى جان من بيژن آمد دمان بكوشم نميرم مگر غرم وار * نخواهم ز ايرانيان زينهار سپه را همه ترگ و جوشن بداد * يكى ترگ رومى بسر بر نهاد ميانرا بخفتان رومى ببست * بيامد كمان كيانى بدست چو خورشيد تابنده بنمود چهر * خرامان بر آمد بخم سپهر ز هر سو بر آمد خروش سران * گراييدن گرزهاى گران غو كوس با نالهء كرّ ناى * دم ناى سرغين و هندى دراى برون آمد از بارهء دژ فرود * دليران تركان هران كس كه بود ز گرد سواران و ز گرز و تير * سر كوه شد همچو درياى قير نبد هيچ هامون و جاى نبرد * همى كوه و سنگ اسپ را خيره كرد ازين گونه تا گشت خورشيد راست * سپاه فرود دلاور بكاست فراز و نشيبش همه كشته شد * سر بخت مرد جوان گشته شد به دو خيره ماندند ايرانيان * كه چون او نديدند شير ژيان ز تركان نماند ايچ با او سوار * نديد ايچ تنها رخ كارزار عنان را بپيچيد و تنها برفت * ز بالا سوى دژ خراميد تفت چو رهام و بيژن كمين ساختند * فراز و نشيبش همى تاختند چو بيژن پديد آمد اندر نشيب * سبك شد عنان و گران شد ركيب فرود جوان ترگ بيژن بديد * بزد دست و تيغ از ميان بر كشيد چو رهام گرد اندر آمد به پشت * خروشان يكى تيغ هندى به مشت بزد بر سر كتف مرد دلير * فرود آمد از دوش دستش به زير چو از وى جدا گشت بازوى و دوش * همى تاخت اسپ و همى زد خروش بنزديك دژ بيژن اندر رسيد * بزخمى پى بارهء او بريد پياده خود و چند زان چاكران * تبه گشته از چنگ كنداوران