حكيم ابوالقاسم فردوسى

272

شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى)

[ آگاه شدن كاوس از كار سياوش ] چو آگاهى آمد بكاوس شاه * كه شد روزگار سياوش تباه بكردار مرغان سرش را ز تن * جدا كرد سالار آن انجمن ابر بىگناهش بخنجر بزار * بريدند سر زان تن شاهوار بنالد همى بلبل از شاخ سرو * چو درّاج زير گلان با تذرو همه شهر توران پر از داغ و درد * به بيشه درون برگ گلنار زرد گرفتند شيون بهر كوهسار * نه فريادرس بود و نه خواستار چو اين گفته بشنيد كاوس شاه * سر نامدارش نگون شد ز گاه برو جامه بدريد و رخ را بكند * به خاك اندر آمد ز تخت بلند برفتند با مويه ايرانيان * بدان سوگ بسته بزارى ميان همه ديده پر خون و رخساره زرد * زبان از سياوش پر از ياد كرد چو طوس و چو گودرز و گيو دلير * چو شاپور و فرهاد و رهّام شير همه جامه كرده كبود و سياه * همه خاك بر سر بجاى كلاه [ رسيدن رستم به نزد كاوس ] پس آگاهى آمد سوى نيمروز * بنزديك سالار گيتى فروز كه از شهر ايران بر آمد خروش * همى خاك تيره بر آمد به جوش پراگند كاوس بر يال خاك * همه جامهء خسروى كرد چاك تهمتن چو بشنيد زو رفت هوش * ز زابل بزارى بر آمد خروش بچنگال رخساره بشخود زال * همى ريخت خاك از بر شاخ و يال چو يك هفته با سوگ بود و دژم * بهشتم بر آمد ز شيپور دم سپاهى فراوان بر پيل تن * ز كشمير و كابل شدند انجمن بدرگاه كاوس بنهاد روى * دو ديده پر از آب و دل كينه جوى چو نزديكى شهر ايران رسيد * همه جامهء پهلوى بر دريد بدادار دارنده سوگند خورد * كه هرگز تنم بىسليح نبرد نباشد بشويم سرم را ز خاك * همه بر تن غم بود سوگناك كله ترگ و شمشير جام منست * ببازو خم خام دام منست چو آمد بنزديك كاوس كى * سرش بود پر خاك و پر خاك پى به دو گفت خوى بد اى شهريار * پراگندى و تخمت آمد ببار ترا مهر سودابه و بد خوى * ز سر برگرفت افسر خسروى كنون آشكارا ببينى همى * كه بر موج دريا نشينى همى از انديشهء خرد و شاه سترگ * بيامد بما بر زيانى بزرگ كسى كو بود مهتر انجمن * كفن بهتر او را ز فرمان زن سياوش بگفتار زن شد بباد * خجسته زنى كو ز مادر نزاد دريغ آن بر و برز و بالاى او * ركيب و خم خسرو آراى او دريغ آن گو نامبرده سوار * كه چون او نبيند دگر روزگار چو در بزم بودى بهاران بدى * برزم افسر نامداران بدى همى جنگ با چشم گريان كنم * جهان چون دل خويش بريان كنم [ كشتن رستم سودابه را و سپاه كشيدن ] نگه كرد كاوس بر چهر او * بديد اشك خونين و آن مهر او