حكيم ابوالقاسم فردوسى

16

شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى)

ز هر گوشت از مرغ و از چارپاى * خورشگر بياورد يك يك بجاى بخونش بپرورد بر سان شير * بدان تا كند پادشا را دلير سخن هر چه گويدش فرمان كند * بفرمان او دل گروگان كند خورش زردهء خايه دادش نخست * بدان داشتش يك زمان تندرست بخورد و برو آفرين كرد سخت * مزه يافت خواندش ورا نيك بخت چنين گفت ابليس نيرنگ ساز * كه شادان زى اى شاه گردن فراز كه فردات ازان گونه سازم خورش * كزو باشدت سر بسر پرورش برفت و همه شب سگالش گرفت * كه فردا ز خوردن چه سازد شگفت خورشها ز كبك و تذرو سپيد * بسازيد و آمد دلى پر اميد شه تازيان چون بنان دست برد * سر كم خرد مهر او را سپرد سيم روز خوان را بمرغ و بره * بياراستش گونه‌گون يك سره بروز چهارم چو بنهاد خوان * خورش ساخت از پشت گاو جوان به دو اندرون زعفران و گلاب * همان سال خورده مى و مشك ناب چو ضحاك دست اندر آورد و خورد * شگفت آمدش زان هشيوار مرد به دو گفت بنگر كه از آرزوى * چه خواهى بگو با من اى نيك خوى خورشگر به دو گفت كاى پادشا * هميشه بزى شاد و فرمان روا مرا دل سراسر پر از مهر تست * همه توشهء جانم از چهر تست يكى حاجتستم بنزديك شاه * و گر چه مرا نيست اين پايگاه كه فرمان دهد تا سر كتف اوى * ببوسم به دو بر نهم چشم و روى چو ضحاك بشنيد گفتار اوى * نهانى ندانست بازار اوى به دو گفت دارم من اين كام تو * بلندى بگيرد ازين نام تو بفرمود تا ديو چون جفت او * همى بوسه داد از بر سفت او ببوسيد و شد بر زمين ناپديد * كس اندر جهان اين شگفتى نديد دو مار سيه از دو كتفش برست * غمى گشت و از هر سوى چاره جست سرانجام ببريد هر دو ز كفت * سزد گر بمانى بدين در شگفت چو شاخ درخت آن دو مار سياه * بر آمد دگر باره از كتف شاه پزشكان فرزانه گرد آمدند * همه يك بيك داستانها زدند ز هر گونه نيرنگها ساختند * مر آن درد را چاره نشناختند بسان پزشكى پس ابليس تفت * بفرزانگى نزد ضحاك رفت به دو گفت كين بودنى كار بود * بمان تا چه گردد نبايد درود خورش ساز و آرامشان ده بخورد * نبايد جزين چارهء نيز كرد بجز مغز مردم مده‌شان خورش * مگر خود بميرند ازين پرورش نگر تا كه ابليس ازين گفت‌گوى * چه كرد و چه خواست اندرين جستجوى مگر تا يكى چاره سازد نهان * كه پردخته گردد ز مردم جهان [ تباه شدن روزگار جمشيد ] از آن پس بر آمد ز ايران خروش * پديد آمد از هر سوى جنگ و جوش سيه گشت رخشنده روز سپيد * گسستند پيوند از جمّشيد