حكيم ابوالقاسم فردوسى
1356
شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى)
چو نيروى پرخاش تركان بديد * بزد دست و تيغ از ميان بركشيد بپيش سپاه اندر آمد چو پيل * زمين شد بكردار درياى نيل چو بر لشكر ترك بر حمله برد * پس پشت او در نماند ايچ گرد همه پشت بر تاجور گاشتند * ميان سوارانش بگذاشتند چو برگشت ماهوى شاه جهان * بدانست نيرنگ او در نهان چنين بود ماهوى را راى و راه * كه او ماند اندر ميان سپاه شهنشاه در جنگ شد ناشكيب * همى زد بتيغ و بپاى و ركيب فراوان ازان نامداران بكشت * چو بيچاره تر گشت بنمود پشت ز تركان بسى بود در پشت اوى * يكى كابلى تيغ در مشت اوى همى تاخت جوشان چو از ابر برق * يكى آسيا بد بر آن آب زرق فرود آمد از باره شاه جهان * ز بدخواه در آسيا شد نهان سواران بجستن نهادند روى * همه زرق ازو شد پر از گفت و گوى ازو بازماند اسپ زرّين ستام * همان گرز و شمشير زرّين نيام بجستنش تركان خروشان شدند * ازان باره و ساز جوشان شدند نهان گشته در خانهء آسيا * نشست از بر خشك لختى گيا چنين است رسم سراى فريب * فرازش بلند و نشيبش نشيب بدانگه كه بيدار بد بخت اوى * بگردون كشيدى فلك تخت اوى كنون آسيايى بيامدش بهر * ز نوشش فراوان فزون بود زهر چه بندى دل اندر سراى فسوس * كه هزمان به گوش آيد آواز كوس خروشى برآيد كه بربند رخت * نبينى بجز دخمهء گور تخت دهان ناچريده دو ديده پر آب * همى بود تا بركشيد آفتاب گشاد آسيابان در آسيا * به پشت اندرون بار و لختى گيا فرومايهيى بود خسرو بنام * نه تخت و نه گنج و نه تاج و نه كام خور خويش زان آسيا ساختى * بكارى جزين خود نپرداختى گوى ديد برسان سرو بلند * نشسته بران سنگ چون مستمند يكى افسرى خسروى بر سرش * درفشان ز ديباى چينى برش [ بپيكر يكى كفش زرين بپاى * ز خوشاب و زر آستين قباى ] نگه كرد خسرو به دو خيره ماند * بدان خيرگى نام يزدان بخواند به دو گفت كاى شاه خورشيد روى * برين آسيا چون رسيدى تو گوى چه جاى نشستت بود آسيا * پر از گندم و خاك و چندى گيا چه مردى بدين فر و اين برز و چهر * كه چون تو نبيند همانا سپهر از ايرانيانم به دو گفت شاه * هزيمت گرفتم ز توران سپاه به دو آسيابان بتشوير گفت * كه جز تنگ دستى مرا نيست جفت اگر نان كشكينت آيد به كار * و رين ناسزا ترّهء جويبار بيارم جزين نيز چيزى كه هست * خروشان بود مردم تنگ دست بسه روز شاه جهان را ز رزم * نبود ايچ پردازش خوان و بزم به دو گفت شاه انچ دارى بيار * خورش نيز با برسم آيد به كار