حكيم ابوالقاسم فردوسى

1334

شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى)

بمردم نماند همى چهر او * بگيتى نجويد كسى مهر او يكى ريدكى پيش او بد بپاى * بريدك چنين گفت كاى رهنماى برو تشت آب آر و مشك و عبير * يكى پاك تر جامهء دلپذير پرستنده بشنيد آواز اوى * ندانست كودك همى راز اوى ز پيشش بيامد پرستار خرد * يكى تشت زرين بر شاه برد ابا جامه و آبدستان و آب * همى كرد خسرو ببردن شتاب چو برسم بديد اندر آمد بواژ * نه گاه سخن بود و گفتار ژاژ چو آن جامه‌ها را بپوشيد شاه * بزمزم همى توبه كرد از گناه يكى چادر نو بسر در كشيد * بدان تا رخ جان ستان را نديد بشد مهر هرمزد خنجر بدست * در خانهء پادشا را ببست سبك رفت و جامه ازو دركشيد * جگرگاه شاه جهان بردريد [ بپيچيد و بر زد يكى سرد باد * بزارى بران جامه بر جان بداد ] برين گونه گردد جهان جهان * همى راز خويش از تو دارد نهان سخن سنج بىرنج گر مرد لاف * نبيند ز كردار او جز گزاف اگر گنج دارى و گر گرم و رنج * نمانى همى در سراى سپنج بىآزارى و راستى برگزين * چو خواهى كه يا بى بداد آفرين چو آگاهى آمد ببازار و راه * كه خسرو بران گونه بر شد تباه همه بدگمانان بزندان شدند * بايوان آن مستمندان شدند گرامى ده و پنج فرزند بود * بايوان شاه آنك در بند بود بزندان بكشتندشان بىگناه * بدانگه كه برگشته شد بخت شاه جهاندار چيزى نيارست گفت * همى داشت آن اندازه اندر نهفت چو بشنيد شيرويه چندى گريست * ازان پس نگهبان فرستاد بيست بدان تا زن و كودكانشان نگاه * بدارد پس از مرگ آن كشته شاه شد آن پادشاهى و چندان سپاه * بزرگى و مردى و آن دستگاه كه كس راز شاهنشهان آن نبود * نه از نامداران پيشين شنود يكى گشت با آنك نانى فراخ * نيابد نبيند بر و بوم و كاخ خردمند گويد نيارد بها * هر آنكس كه ايمن شد از اژدها جهان را مخوان جز دلاور نهنگ * بخايد بدندان چو گيرد بچنگ سرآمد كنون كار پرويز شاه * شد آن نامور تخت و گنج و سپاه [ داستان شيرويه با شيرين - زن خسرو پرويز - و كشته شدن شيرويه ] چو آوردم اين روز خسرو ببن * ز شيروى و شيرين گشايم سخن چو پنجاه و سه روز بگذشت زين * كه شد كشته آن شاه با آفرين بشيرين فرستاد شيروى كس * كه اى نرّه جادوى بىدست رس همه جادويى دانى و بدخويى * بايران گنهكارتر كس تويى بتُنبَل همى داشتى شاه را * بچاره فرود آورى ماه را بترس اى گنهكار و نزد من آى * بايوان چنين شاد و ايمن مپاى برآشفت شيرين ز پيغام او * و زان پر گنه زشت دشنام او