حكيم ابوالقاسم فردوسى

1282

شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى)

همى پند بر من نبد كارگر * ز هر گونه چون ديو بد راه بر نبد خسروى برتر از جمشيد * كزو بود گيتى به بيم و اميد كجا شد بگفتار ديوان ز راه * جهان كرد بر خويشتن بر سياه همان نيز بيدار كاوس كى * جهاندار نيك اختر و نيك پى تبه شد بگفتار ديو پليد * شنيدى بديها كه او را رسيد همان به آسمان شد كه گردان سپهر * ببيند پراگندن ماه و مهر مرا نيز هم ديو بىراه كرد * ز خوبى همان دست كوتاه كرد پشيمانم از هرچ كردم ز بد * كنون گر ببخشد ز يزدان سزد نوشته برين گونه بد بر سرم * غم كرده‌هاى كهن چون خورم ز تارك كنون آب برتر گذشت * غم و شادمانى همه باد گشت نوشته چنين بود و بود آنچ بود * نوشته نكاهد نه هرگز فزود همان پند تو يادگار منست * سخنهاى تو گوشوار منست سر آمد كنون كار بيداد و داد * سخنهات بر من مكن نيز ياد شما روى را سوى يزدان كنيد * همه پشت بر بخت خندان كنيد ز بدها جهاندارتان يار بس * مگوييد ز اندوه و شادى بكس نبودم بگيتى جزين نيز بهر * سر آمد كنون رفتنىام ز دهر يلان سينه را گفت يك سر سپاه * سپردم ترا بخت بيدار خواه نگه كن بدين خواهر پاك تن * ز گيتى بس او مر ترا راى زن مباشيد يك تن ز ديگر جدا * جدايى مبادا ميان شما برين بوم دشمن مماندى دير * كه رفتيم و گشتيم از گاه سير همه يك سره پيش خسرو شويد * بگوييد و گفتار او بشنويد گر آمرزش آيد شما را ز شاه * جز او را مخوانيد خورشيد و ماه مرا دخمه در شهر ايران كنيد * براى كاخ بهرام ويران كنيد بسى رنج ديدم ز خاقان چين * نديدم كه يك روز كرد آفرين نه اين بود زان رنج پاداش من * كه ديوى فرستد بپرخاش من و ليكن همانا كه او اين سخن * اگر بشنود سر نداند ز بن نبود اين جز از كار ايرانيان * همى ديو بد رهنمون در ميان بفرمود پس تا بيامد دبير * نويسد يكى نامه‌يى بر حرير بگويد بخاقان كه بهرام رفت * بزارى و خوارى و بىكام رفت تو اين ماندگان را ز من ياد دار * ز رنج و بد دشمن آزاد دار كه من با تو هرگز نكردم بدى * همى راستى جستم و بخردى بسى پندها خواند بر خواهرش * ببر در گرفت آن گرامى سرش دهن بر بناگوش خواهر نهاد * دو چشمش پر از خون شد و جان بداد برو هر كسى زار بگريستند * به درد دل اندر همى زيستند همى خون خروشيد خواهر ز درد * سخنهاى او يك بيك ياد كرد ز تيمار او شد دلش به دو نيم * يكى تنگ تابوت كردش ز سيم بديبا بياراست جنگى تنش * قصب كرد در زير پيراهنش