حكيم ابوالقاسم فردوسى

1281

شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى)

چنين گفت كامد يكى بدنشان * فرستاده و پوستينى كشان همى گويد از دخت خاقان پيام * رسانم بدين مهتر شادكام چنين گفت بهرام كو را بگوى * كه هم زان در خانه بنماى روى بيامد قلون تا بنزديك در * بكاف در خانه بنهاد سر چو ديدش يكى پير بد سست و زار * به دو گفت گر نامه دارى بيار قلون گفت شاها پيامست و بس * نخواهم كه گويم سخن پيش كس و را گفت زود اندر آى و بگوى * بگوشم نهانى بهانه مجوى قلون رفت با كارد در آستى * پديدار شد كژّى و كاستى همى رفت تا راز گويد به گوش * بزد دشنه و ز خانه بر شد خروش چو بهرام گفت آه مردم ز راه * برفتند پويان بنزديك شاه چنين گفت كاين را بگيريد زود * بپرسيد زو تا كه راهش نمود برفتند هر كس كه بد در سراى * مران پير سر را شكستند پاى همه كهتران زو بر آشوفتند * بسيلى و مشتش بسى كوفتند همى خورد سيلى و نگشاد لب * هم از نيمهء روز تا نيم شب چنين تا شكسته شدش دست و پاى * فكندش اندر ميان سراى بنزديك بهرام باز آمدند * جگر خسته و پر گداز آمدند همى رفت خون از تن خسته مرد * لبان پر ز باد و رخان لاژورد بيامد هم اندر زمان خواهرش * همه موى بركند پاك از سرش نهاد آن سر خسته را بر كنار * همى كرد با خويشتن كارزار همى گفت زار اى سوار دلير * كزو بيشهء بگذاشتى نره شير كه برد اين ستون جهان را ز جا * بر انديشهء بَد كه بُد رهنما الا اى سوار سپهبد تنا * جهانگير و ناباك و شيراوژنا نه خسرو پرست و نه ايزد پرست * تن پيل وار سپهبد كه خست الا اى بر آورده كوه بلند * ز درياى خوشاب بيخت كه كند كه كند اين چنين سبز سرو سهى * كه افگند خوار اين كلاه مهى كه آگند ناگاه دريا به خاك * كه افگند كوه روان در مغاك غريبيم و تنها و بىدوستدار * به شهر كسان در بمانديم خوار همى گفتم اى خسرو انجمن * كه شاخ وفا را تو از بن مكن كه از تخم ساسان اگر دخترى * بماند بسر بر نهد افسرى همه شهر ايرانش فرمان برند * ازان تخمه هرگز بدل نگذرند سپهدار نشنيد پند مرا * سخن گفتن سودمند مرا برين كرده‌ها بر پشيمان برى * گنهكار جان پيش يزدان برى بد آمد بدين خاندان بزرگ * همه ميش گشتيم و دشمن چو گرگ چو آن خسته بشنيد گفتار او * بديد آن دل و راى هشيار او به ناخن رخان خسته و كنده موى * پر از خون دل و ديده پر آب روى بزارى و سستى زبان برگشاد * چنين گفت كاى خواهر پاك و راد ز پند تو كمّى نبد هيچ چيز * و ليكن مرا خود پر آمد قفيز