حكيم ابوالقاسم فردوسى

124

شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى)

دگر روز برداشت لشكر ز جاى * خروشيدن آمد ز پرده سراى بپوشيد رستم سليح نبرد * چو پيل ژيان شد كه برخاست گرد رده بر كشيدند ايرانيان * ببستند خون ريختن را ميان بيك دست مهراب كابل خداى * دگر دست گژدهم جنگى بپاى بقلب اندرون قارن رزم زن * ابا گرد كشواد لشگر شكن پس پشت رويشان زال با كىقباد * بيك دست آتش بيك دست باد بپيش اندرون كاويانى درفش * جهان زو شده سرخ و زرد و بنفش ز لشكر چو كشتى سراسر زمين * كجا موج خيزد ز درياى چين سپر در سپر بافته دشت و راغ * درفشيدن تيغها چون چراغ جهان سر بسر گشت درياى قار * برافروخته شمع از و صد هزار ز ناليدن بوق و بانگ سپاه * تو گفتى كه خورشيد گم كرد راه [ سبك قارن رزم زن كان بديد * چو رعد از ميان نعرهء بركشيد ] ميان سپاه اندر آمد دلير * سپهدار قارن بكردار شير گهى سوى چپ و گهى سوى راست * بران گونه از هر سوى كينه خواست [ بگرز و بتيغ و سنان دراز * همى كشت از ايشان گو سرافراز ] [ ز كشته زمين كرد مانند كوه * شدند آن دليران تركان ستوه ] [ شماساس را ديد گرد دلير * كه مى بر خروشيد چون نرّه شير ] [ بيامد دمان تا بر او رسيد * سبك تيغ تيز از ميان بر كشيد ] [ بزد بر سرش تيغ زهر آبدار * بگفتا منم قارن نامدار ] [ نگون اندر آمد شماساس گرد * چو ديد او ز قارن چنان دست برد ] [ چنين است كردار گردون پير * گهى چون كمانست و گاهى چو تير ] [ جنگ رستم با افراسياب ] چو رستم بديد آنك قارن چه كرد * چه گونه بود ساز ننگ و نبرد بپيش پدر شد بپرسيد ازوى * كه با من جهان پهلوانا بگوى كه افراسياب آن بد انديش مرد * كجا جاى گيرد بروز نبرد چه پوشد كجا بر فرازد درفش * كه پيداست تابان درفش بنفش من امروز بند كمرگاه اوى * بگيرم كشانش بيارم به روى به دو گفت زال اى پسر گوش دار * يك امروز با خويشتن هوش دار كه آن ترك در جنگ نر اژدهاست * در آهنگ و در كينه ابر بلاست درفشش سياهست و خفتان سياه * ز آهنش ساعد ز آهن كلاه همه روى آهن گرفته بزر * نشانى سيه بسته بر خود بر ازو خويشتن را نگه‌دار سخت * كه مردى دليرست و پيروز بخت به دو گفت رستم كه اى پهلوان * تو از من مدار ايچ رنجه روان جهان آفريننده يار منست * دل و تيغ و بازو حصار منست برانگيخت آن رخش رويينه سم * بر آمد خروشيدن گاودم چو افراسيابش بهامون بديد * شگفتيد ازان كودك نارسيد ز تركان بپرسيد كين اژدها * بدين گونه از بند گشته رها