حكيم ابوالقاسم فردوسى

114

شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى)

ببخشيد جان شان بگفتار اوى * چو بشنيد با درد پيكار اوى بفرمودشان تا بسارى برند * بغل ّ و بمسمار و خوارى برند چو اين كرده شد ساز رفتن گرفت * زمين زير اسپان نهفتن گرفت ز پيش دهستان سوى رى كشيد * از اسپان برنج و بتك خوى كشيد كلاه كيانى بسر بر نهاد * بدينار دادن در اندر گشاد [ آگاهى يافتن زال از مرگ نوذر ] بگستهم و طوس آمد اين آگهى * كه تيره شد آن فرّ شاهنشهى بشمشير تيز آن سر تاج دار * بزارى بريدند و برگشت كار بكندند موى و شخودند روى * از ايران بر آمد يكى هاى و هوى سر سركشان گشت پر گرد و خاك * همه ديده پر خون همه جامه چاك سوى زابلستان نهادند روى * زبان شاه گوى و روان شاه جوى بر زال رفتند با سوگ و درد * رخان پر ز خون و سران پر ز گرد كه زارا دليرا شها نوذرا * گوا تاج دارا مها مهترا نگهبان ايران و شاه جهان * سر تاج داران و پشت مهان سرت افسر از خاك جويد همى * زمين خون شاهان ببويد همى گيايى كه رويد بران بوم و بر * نگون دارد از شرم خورشيد سر همى داد خواهيم و زارى كنيم * به خون پدر سوگوارى كنيم نشان فريدون به دو زنده بود * زمين نعل اسپ ورا بنده بود بزارى و خوارى سرش را ز تن * بريدند با نامدار انجمن همه تيغ زهر آبگون بركشيد * بكين جستن آييد و دشمن كشيد همانا برين سوگ با ما سپهر * ز ديده فرو باردى خون به مهر شما نيز ديده پر از خون كنيد * همه جامهء ناز بيرون كنيد كه با كين شاهان نشايد كه چشم * نباشد پر از آب و دل پر ز خشم همه انجمن زار و گريان شدند * چو بر آتش تيز بريان شدند زبان داد دستان كه تا رستخيز * نبيند نيام مرا تيغ تيز چمان چرمه در زير تخت منست * سنان دار نيزه درخت منست ركابست پاى مرا جايگاه * يكى ترگ تيره سرم را كلاه برين كينه آرامش و خواب نيست * همى چون دو چشمم بجوى آب نيست روان چنان شهريار جهان * درخشنده بادا ميان مهان شما را بداد جهان آفرين * دل آرميده بادا بآيين و دين ز مادر همه مرگ را زاده‌ايم * برينيم و گردن و را داده‌ايم چو گردان سوى كينه بشتافتند * بسارى سران آگهى يافتند از يشان بشد خورد و آرام و خواب * پر از بيم گشتند از افراسياب ازان پس به اغريرث آمد پيام * كه اى پر منش مهتر نيك نام بگيتى بگفتار تو زنده‌ايم * همه يك بيك مر ترا بنده‌ايم تو دانى كه دستان بزابلستان * بجايست با شاه كابلستان چو بر زين و چون قارن رزم زن * چو خرّاد و كشواد لشكر شكن