حكيم ابوالقاسم فردوسى
1145
شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى)
بپرسيد كان كس كه بد كرد و مرد * ز ديوان جهان نام او را سترد هران كس كه نيكى كند بگذرد * زمانه نفس را همى بشمرد چه بايد همى نيكويى را ستود * چو مرگ آمد و نيك و بد را درود چنين داد پاسخ كه كردار نيك * بيابد بهر جاى بازار نيك نه مرد آنك او نيك كردار مرد * بياسود و جان را بيزدان سپرد و زان كس كه ماند همى نام بد * از آغاز بد بود و فرجام بد نياسود هر كس كزو باز ماند * وزو در زمانه بد آواز ماند بپرسد چه كارست برتر ز مرگ * اگر باشد اين را چه سازيم برگ چنين داد پاسخ كزين تيره خاك * اگر بگذرى يافتى جان پاك هر آن كس كه در بيم و اندوه زيست * بران زندگى زار بايد گريست بپرسيد كزين دو گرانتر كدام * كزوييم پر درد و ناشادكام چنين داد پاسخ كه هم سنگ كوه * جز اندوه مشمر كه گردد ستوه چه بيمست اگر بيم اندوه نيست * بگيتى جز اندوه نستوه نيست بپرسيد كز ما كه با گنج تر * چنين گفت كان كس كه بىرنجتر بپرسيد كآهو كدامست زشت * كه از ارج دورست و دور از بهشت چنين داد پاسخ كه زن را كه شرم * نباشد بگيتى نه آواز نرم ز مردان بتر آنك نادان بود * همه زندگانى بزندان بود بگرود بيزدان و تن پر گناه * بدى بر دل خويش كرده سياه بپرسيد مردم كدامست راست * كه جان و خرد بر دل او گواست چنين گفت كان كو بسود و زيان * نگويد نبندد بدى را ميان بپرسيد كز خو چه نيكوترست * كه آن بر سر مردمان افسرست چنين داد پاسخ كه چون بردبار * بود مرد نايدش افسون به كار نه آن كز پى سودمندى كند * و گر نيز راى بلندى كند چو رادى كه پاداش رادى نجست * ببخشيد و تاريكى از دل بشست سه ديگر چو كوشايىء ايزدى * كه از جان پاك آيد و بخردى بپرسيد در دل هراس از چه بيش * به دو گفت كز رنج و كردار خويش بپرسيد بخشش كدامست به * كه بخشنده گردد سر افراز و مه چنين داد پاسخ كز ارزانيان * مداريد باز ايچ سود و زيان بپرسيد موبد ز كار جهان * سخن برگشاد آشكار و نهان كه آيين كژ بينم و ناپسند * دگر گردش كار ناسودمند چنين داد پاسخ كه زين چرخ پير * اگر هست با دانش و يادگير بزرگست و داننده و برترست * كه بر داوران جهان داورست بد آيين مشو دور باش از پسند * مبين ايچ ازو سود و ناسودمند بد و نيك از او دان كش انباز نيست * بكاريش فرجام و آغاز نيست چو گويد بباش آنچ گويد بدست * همو بود تا بود و تا هست هست بپرسيد كز درد بر كيست رنج * كه تن چون سرايست و جان را سپنج چنين داد پاسخ كه اين بوده پوست * بود رنجه چندانك مغز اندروست