حكيم ابوالقاسم فردوسى

1093

شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى)

بفرّ شهنشاه شد نيكخواه * همى راه جويد بنزديك شاه هر آن كس كه دارد ز گردان خرد * تن آسانى و راستى پرورد چو دانست خاقان كه او تاو شاه * ندارد بپيوند او جست راه نبايد بدين كار كردن درنگ * كه كس را ز پيوند او نيست ننگ ز چين تا بخارا سپاه ويند * همه مهتران نيكخواه ويند چو بشنيد گفتار آن بخردان * بزرگان و بيدار دل موبدان ز بيگانه ايوان بپرداختند * فرستاده را پيش بنشاختند شهنشاه بسيار بنواختشان * به نزديكى تخت بنشاختشان پيام جهاندار بگزاردند * بر اسب سخن پاى بفشاردند چو بشنيد شاه آن سخنهاى گرم * ز گردان چينى بآواز نرم چنين داد پاسخ كه خاقان چين * بزرگست و با دانش و آفرين به فرزند پيوند جويد همى * رخ دوستى را بشويد همى هر آن كس كه دارد روانش خرد * به چشم خرد كارها بنگرد بسازيم و اين راى فرخ نهيم * سخن هرچ گفتست پاسخ دهيم چنان بايد اكنون كه خاقان چين * دل ما كند شاد بر به گزين كسى را فرستم كه دارد خرد * شبستان او سربسر بنگرد يكى برگزيند كه نامىترست * بخاقان چين بر گرامىترست ببيند كه تا چون بود مادرش * بود از نژاد كيان گوهرش چو اين كرده باشد كه كرديم ياد * سخن را بپيوستگى داد داد فرستادگان خواندند آفرين * كه از شاه شادست خاقان چين كه در پرده پوشيده رويان اوى * ز ديدار آن كس نپوشند روى شهنشاه بشنيد ز ايشان سخن * برو تازه شد روزگار كهن [ فرستادن نوشين روان مهران ستاد را براى ديدن دختر خاقان ] نويسندهء نامه را پيش خواند * ز خاقان فراوان سخنها براند بفرمود تا نامه پاسخ نبشت * گزيده سخنهاى فرخ نبشت نخست آفرين كرد بر كردگار * جهاندار پيروز و پروردگار بفرمان اويست گيتى بپاى * همويست بر نيك و بد رهنماى كسى را كه خواهد كند ارجمند * ز پستى بر آرد بچرخ بلند دگر مانده اندر بد روزگار * چو نيكى نخواهد به دو كردگار بهر نيكى از وى شناسم سپاس * و گر بد كنم زو دل اندر هراس نبايد كه جان باشد اندر تنم * اگر بيم و اميد ازو بر كنم رسيد اين فرستادهء بآفرين * ابا گرم گفتار خاقان چين شنيدم ز پيوستگى هرچ گفت * ز پاكان كه او دارد اندر نهفت مرا شاد شد دل ز پيوند تو * بويژه ز پوشيده فرزند تو فرستادم اينك يكى هوشمند * كه دارد خرد جان او را ببند بيايد بگويد همه راز من * ز فرجام پيوند و آغاز من هميشه تن و جانت پر شرم باد * دلت شاد و پشتت بما گرم باد نويسنده چون خامه بيكار گشت * بياراست قرطاس و اندر نوشت