حكيم ابوالقاسم فردوسى
1035
شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى)
همى بود با شرم چندى قباد * ز نفرين مزدك همى كرد ياد بدرويش بخشيد بسيار چيز * بر آتشكده خلعت افگند نيز ز كسرى چنان شاد شد شهريار * كه شاخش همى گوهر آورد بار ازان پس همه راى با او زدى * سخن هرچ گفتى ازو بشندى [ جانشين كردن كواذ كسرى را و بزرگان ، نام نوشين روان دادن او را ] ز شاهيش چون سال شد بر چهل * غم روز مرگ اندر آمد بدل يكى نامه بنوشت پس بر حرير * بر آن خطّ شايسته خود بد دبير نخست آفرين كرد بر دادگر * كه دارد ازو دين و هم زو هنر بباشد همه بىگمان هرچ گفت * چه بر آشكار و چه اندر نهفت سر پادشاهيش را كس نديد * نشد خوار هر كس كه او را گزيد هر آن كس كه بينيد خطّ قباد * بجز پند كسرى مگيريد ياد بكسرى سپردم سزاوار تخت * پس از مرگ ما او بود نيك بخت كه يزدان ازين پور خشنود باد * دل بد سگالش پر از دود باد ز گفتار او هيچ مپراگنيد * به دو شاد باشيد و گنج آگنيد بران نامه بر مهر زرين نهاد * بر موبد رام برزين نهاد بهشتاد شد ساليان قباد * نبد روز پيرى هم از مرگ شاد بمرد و جهان مُردرى ماند از اوى * شد از چهر و بيناييش رنگ و بوى تنش را بديبا بياراستند * گل و مشك و كافور و مى خواستند يكى دخمه كردند شاهنشهى * يكى تاج شاهى و تخت مهى نهادند بر تخت زر شاه را * ببستند تا جاودان راه را چو موبد بپردخت از سوگ شاه * نهاد آن كيى نامه بر پيشگاه بران انجمن نامه برخواندند * وليعهد را شاد بنشاندند چو كسرى نشست از بر گاه نو * همى خواندندى و را شاه نو بشاهى برو آفرين خواندند * بسر برش گوهر برافشاندند ورا نام كردند نوشين روان * كه مهتر جوان بود و دولت جوان بسر شد كنون داستان قباد * ز كسرى كنم زين سپس نام ياد همش داد بود و همش راى و نام * بداد و دهش يافته نام و كام [ از پيرى ناليدن سراينده ] الا اى دلاراى سرو بلند * چه بودت كه گشتى چنين مستمند بدان شادمانى و آن فرّ و زيب * چرا شد دل روشنت پر نهيب چنين گفت پرسنده را سروبن * كه شادان بدم تا نبودم كهن چنين سست گشتم ز نيروى شست * بپرهيز و با او مساو ايچ دست دم اژدها دارد و چنگ شير * بخايد كسى را كه آرد به زير هم آواز رعد ست و هم زور كرگ * بيك دست رنج و بيك دست مرگ ز سرو دلاراى چنبر كند * سمن برگ را رنگ عنبر كند گل ارغوان را كند زعفران * پس زعفران رنجهاى گران شود بسته بىبند پاى نوند * و زو خوار گردد تن ارجمند مرا در خوشاب سستى گرفت * همان سرو آزاد پستى گرفت