الشيخ المحمودي ( مترجم : جمشيد نژاد ، بينش )

64

عبرات المصطفين في مقتل الحسين ( ع ) ( سرشك خوبان ) ( فارسى )

« شعرى بخوان . » جعفر شعرى خواند و حضرت شروع به گريستن كرد . اطرافيان امام نيز گريستند ؛ چنان كه سيلاب اشك بر چهره‌شان جارى گشت . آن‌گاه فرمود : « اى جعفر ! به خدا سوگند ! فرشتگان مقرّب خدا هم اينك در اين‌جا تو را مىديدند و گفتارت را دربارهء امام حسين عليه السلام مىشنيدند و آنان نيز به اندازهء ما بلكه بيش‌تر از ما گريستند . اى جعفر ! هم‌اينك خداوند بهشت را بر تو واجب ساخت و تو را آمرزيد . » سپس فرمود : « آيا باز هم بگويم ؟ » گفتم : « آرى بفرماييد ! » فرمود : « هيچ كس دربارهء حسين عليه السلام شعر نمىگويد و با آن نمىگريد و نمىگرياند ؛ مگر اين كه خدا بهشت را بر او واجب مىگرداند و او را مىبخشايد . » « 1 » عبداللَّه بن فضل هاشمى گويد : به امام صادق عليه السلام گفتم : « اى فرزند پيامبر خدا ! چگونه است كه روز عاشورا روز مصيبت و اندوه و ناله و گريه شده است ؛ ولى روز وفات پيامبر خدا و روز درگذشت فاطمه و روز شهادت امير مؤمنان و روزى كه امام حسن با زهر به شهادت رسيد نه ؟ » امام صادق عليه السلام فرمود : « روز حسين عليه السلام مصيبت‌بارتر از همهء روزها است ؛ زيرا روزى كه پيامبر خدا از ميان بهترين آفريدگان خدا ، يعنى اصحاب كسا ، به سراى باقى شتافت ؛ على ، فاطمه ، حسن و حسين عليهم السلام زنده بودند و مردم را دلدارى مىدادند و دعوت به صبر مىكردند . هنگامى كه فاطمه در گذشت مردم به امير مؤمنان و حسن و حسين عليهم السلام دلخوش بودند و هنگامى كه امير مؤمنان به شهادت رسيد ، به امام حسن و امام حسين عليهما السلام دلخوش بودند و چون امام حسن عليه السلام به شهادت رسيد ، دلخوشى مردم تنها به حسين عليه السلام بود . امّا هنگامى كه حسين عليه السلام شهيد شد ، ديگر از اهل كسا هيچ كس نماند كه مردم به دو دلخوش باشند و از ميان رفتن او مثل از ميان رفتن همهء ايشان بود . چنان كه تا او زنده بود ، گويى همهء آنان زنده بودند . از اين رو ، روز وى مصيبت‌بارترين روزها گرديده است . » گفتم : « اى فرزند پيامبر خدا ! پس چرا مردم در فرزندش على بن الحسين عليه السلام آن دلخوشى كه در پدرانش مىيافتند ، نيافتند ؟ » فرمود :

--> ( 1 ) - رجال ، كشّى ، طوسى ، محمد بن حسن ، 289 ؛ وسائل الشيعه ، شيخ حر عاملى ، 10 / 464 .