الشيخ المحمودي ( مترجم : جمشيد نژاد ، بينش )

63

عبرات المصطفين في مقتل الحسين ( ع ) ( سرشك خوبان ) ( فارسى )

پس حضرت دستم را گرفت و فرمود : « بار خدايا ! همهء گناهان گذشته و حال كميت را بيامرز » و چون اين بيت را خواندم : مَتى يَقُومُ الحَقُّ فيكُمْ مَتى * يَقُومُ مَهْدِيُّكُمُ الثّانى ؟ كى حقّ ميان شما برپا مىشود و كى مهدى دوم شما قيام خواهد كرد ؟ امام باقر عليه السلام فرمود : « به زودى به خواست خدا قيام خواهد كرد . » سپس فرمود : « اى ابومُسْتَهِلّ ! قيام‌كننده‌مان نهمين نفر از نسل امام حسين عليه السلام است ؛ زيرا امامان پس از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله دوازده نفرند كه دوازدهمين‌شان حضرت قائم است . » گفتم : « اى سرورم ، اين دوازده امام عليهم السلام كيان هستند ؟ » فرمود : « نخست ايشان على فرزند ابوطالب عليهما السلام است . پس از او حسن و حسين عليهما السلام اند و پس از حسين عليه السلام ، على بن الحسين عليهما السلام است و پس از او من هستم و پس از من اين هست و دستش را بر شانهء امام جعفر صادق عليه السلام نهاد . » گفتم : « پس از او كيست ؟ » فرمود : « فرزندش موسى عليه السلام و پس از موسى عليه السلام فرزندش على عليه السلام و پس از على عليه السلام فرزندش محمّد عليه السلام و پس از محمد عليه السلام فرزندش على عليه السلام و پس از على عليه السلام فرزندش حسن عليه السلام و پس از او فرزندش محمّد عليه السلام خواهد بود . او ابوالقاسم است كه ظهور خواهد كرد و دنيا را از عدل و داد پر خواهد ساخت ، همان‌گونه كه از جور و ستم پر شده باشد و او دل شيعيان را آرام خواهد كرد . » گفتم : « اى پسر پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ! او كى ظهور مىكند ؟ » فرمود : « اين سؤال از پيامبر صلى الله عليه و آله نيز پرسيده شد و او پاسخ داد : « همانا مثال وى بسان قيامت است كه ناگهان فرا مىرسد . » « 1 » زيد شَحّام گويد : با گروهى از كوفيان نزد ابوعبداللَّه ، امام صادق عليه السلام بوديم كه جعفر بن عفّان وارد گرديد . حضرت او را نزديك و نزديك‌تر ساخت و سپس فرمود : « اى جعفر ! » گفت : « بلى ! خدا مرا فدايت گرداند . » فرمود : « شنيده‌ام كه تو دربارهء امام حسين عليه السلام شعر مىگويى ، آيا درست است ؟ » گفت : « بلى ، درست است . خدا مرا فدايت گرداند ! » فرمود :

--> ( 1 ) - مناقب آل ابىطالب ، 3 / 262 ؛ مقتل الحسين ، خوارزمى ، 2 / 152 ؛ بحار الانوار ، 36 / 390 ؛ الغدير ، علامه امينى ، 2 / 202 .